تبليغاتX
نوشته های رضا

نوشته های رضا

مدیران بالاترین به کاربران احترام بگذارید و با آنها در ارتباط باشید

سایت بالاترین سایت با ارزش و پر اثریست که بیشتر این ارزش و اثر را مدیون کاربران خوبیست که در این سایت فعالیت می کنند.

متاسفانه مدیران بالاترین برای این سایت بسیار کمتر از آنچه شایسته است وقت صرف می کنند .

دلایلی مثل اینکه پول نداریم یا زندگی اصلی ما جای دیگریست قابل قبول نیست.

ارتباط مدیران با کاربران خیلی خیلی کم است. بخش پیشنهادات هم که بسته شده است.این اصلا خوب نیست.

مدیران به درستی پاسخگوی سوالات و مشکلات کاربران نیستند و به آنها ارزش و بهای مناسب نمی دهند.

بهتر است برای اینکه کاربران با مدیران در ارتباط باشند برنامه مناسبی در نظر گرفته شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:20  توسط رضا  | 

شش فایده سکس برای سلامتی

با دانستن این شش مورد آقایان می توانند به خانمهایشان بگویند سکس فقط برای لذت بردن نیست بلکه زندگی آنها ممکن است به آن وابسته باشد !

این شش مورد موارد مختلفی هستند که بیان می کنند چرا سکس و فعالیت جنسی ممکن است به شما کمک کنند تا زندگی طولانی تر و شاد تری داشته باشید:

۱- سکس می تواند سردرد را درمان کند.

همه آن وقتهایی که به شما گفته شد " امشب نه عزیزم چون سردرد دارم " می توانستید به خانم خود بگویید که یکی از فایده های سکس اینست که درد را برطرف می کند.این به دلیل ترشح هورمونی به نام اکسی توسین است که باعث برطرف شدن انواع دردها و گرفتگی های عضلانی می شود.

۲- استرس را کاهش می دهد و خواب خوبی به شما هدیه می دهد.

یک مطالعه جدید نشان می دهد افرادی که سکس بیشتری داشته اند بیشتر احساس شادی و راحتی داشته اند و یاد گرفته اند چگونه بهتر با استرس کنار بیایند. بعد از یک ارگاسم امواج شدید آرامش و آسودگی انسان را فرا می گیرد ( به همین خاطر است که مردان معمولا بعد از سکس به خواب می روند).مردمی که سکس منظمی داشته اند خواب بهتری در طول شب و سرزندگی و شادابی بیشتری در طول روز را گزارش کرده اند.

۳-جریان خون را افزایش می دهد.

وقتی ما برانگیخته می شویم سرعت ضربان قلب بالاتر می رود و در نتیجه خون رسانی به مغز و بقیه اندامها بیشتر می شود و این یعنی اکسیژن رسانی بیشتر به اندامها و پاکسازی سریعتر آنها از مواد زاید و همه اینها باعث پاکی بیشتر بدن می شود.

۴- بدن را نگهداری و حفظ می کند.

یکی از فایده های سکس اینست که به شما کمک می کند بدن خود را متناسب نگه دارید و همیشه از شکل بدن خود آگاهی داشته باشید. هر کسی دوست دارد که بداند بدنش از نظر فیزیکی شکل مناسبی دارد و لخت شدن در برابر یک فرد دیگر می تواند محرک خوبی باشد تا ما همیشه بدن خود را در شکلی مناسب حفظ کنیم.

نزدیکی جنسی هر ۳۰ دقیقه ۱۵۰ کالری می سوزاند و با توجه به اینکه متوسط این زمان ۲۵ دقیقه در بین زوجها گزارش شده است سه بار سکس در هفته حدود ۴۵۰ کالری می سوزاند.

۵- چشمه جوانی است.

حداقل دو ارگاسم در هفته می تواند عمر شما را افزایش دهد.این به دلیل آزاد شدن هورمون دهیدرواپی اندروسترون است که فعالیت سیستم ایمنی را افزایش می دهد، بافتها را تعمیر می کند، قدرت درک را بالاتر می برد، پوست را سالم نگه می دارد و حتی اثر ضد افسردگی دارد.

۶- هومونهایی را افزایش می دهد که برای بدن خوب است.

در مردان ترشح تستوسترون بیشتر می شود که کمک می کند به استحکام بیشتر استخوانها و عضلات و کارکرد بهتر قلب. در زنان استروژن زیادتر می شود که در برابر بیماری های قلبی اثر حفاظتی دارد.تا به حال فکر کرده بودید که چرا زنان لمس شدن را دوست دارند ؟ چون در اثر این عمل استروژن در بدن انها بیشتر ترشح می شود. این هورمون همچنین نقش مهمی در بوی بدن زنان دارد. در حالیکه استروژن زنان را رومانتیک می کند افزایش تستوسترون باعث می شود آنها تمایل به دخول پیدا کنند.

مردان هم استروژن ترشح می کنند و با افزایش سن میزان آن بالاتر می رود و میزان تستوسترون کمتر می شود و به این خاطر است که مردان در سنین بالاتر آرام تر می شوند.

-- دیگر فواید سکس

قدرت مغز و ضربان قلب را افزایش می دهد. باعث دوری بیماریها و دردها می شود.باعث می شود مردم نسبت به خودشان احساس بهتری داشته باشند.

زندگی شاد فقط سکس نیست ولی سکس نقش مهمی در یک زندگی شاد بازی می کند.

-----------------------------------

ترجمه خلاصه شده ای از این مطلب :

http://www.foxnews.com/story/0,2933,511503,00.html?sPage=fnc/health/sexualhealth

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 22:30  توسط رضا  | 

ده افسانه ( باور غلط ) در مورد بی خدایان

1- بی خدایان همه مثل هم هستند :::

بی خدایی مثل مذهبی بودن نیست که همه یکسری باورهای یکسان داشته باشند مثلا همه در مورد همجنسگرایی یک باور و رفتار واحد داشته باشند تا انسان مذهبی خوب نام بگیرند. در میان بی خدایان افراد مختلف با رنگ و نژاد و گرایش جنسی و تعلقات سیاسی مختلف وجود دارد و آنها در مورد موضوعات زیادی با هم هم عقیده نیستند و با هم بحث می کنند.

2- چون بی خدایان خدا را باور ندارند دارای هیچ اصول اخلاقی نیستند :::

چه دنیای غم انگیزیست که مردم می گویند انسانها برای خوب بودن احتیاج دارند که از نفرین جاودانی بترسند.این جمله ایست که باعث برانگیختن احساس خشم و تاسف در بیشتر بی خدایان می شود.خشم به خاطر اینکه متعصبانه و از پیش تعیین شده است و هدفی جز افزایش تعصب ندارد.تاسف به خاطر اینکه نشان دهنده غفلت و رضایت گوینده این عبارت است بدون اینکه در مورد درستی آن پرسشی بکند.

باور در مورد خوبی و بدی بوسیله مغز - تربیت و جامعه در انسانها کاشته می شود.بی خدایان کار خوب انجام می دهند نه به خاطر ترس از انتقام بلکه چون کار درست اینست.بی خدایان برای خانواده-جامعه-فرهنگ و آزادی ارزش قایل هستند.

3- بی خدایان به تکامل باور دارند ولی این مثل اعتقاد به اینکه خدا جهان را آفریده است جواب خیلی از پرسشها را نمی دهد:::

بی خدایان به علم باور دارند و معتقدند که تمام پرسشها به تدریج بوسیله علم پاسخ داده خواهد شد.

اعتقاد به اینکه خدا جهان را آفریده است هم به خیلی از پرسشها پاسخ نمی دهد.

خداباوران در پاسخ دادن به سوالاتی مثل اینکه خدا از کجا آمده است یا اینکه قبل از آفرینش چه می کرده است تمایلی از خود نشان نمی دهند. آنها از دادن پاسخهای مناسب به تناقضاتی که در کتابهای مقدس وجود دارد و بی عدالتی های شدید که شاهد ان هستیم طفره می روند چون می دانند پاسخی برای این پرسشها وجود ندارد. فقط بعضی اوقات پاسخهایی مثل اینکه " چیزهایی هستند که ما انسانها کامل قادر به درکشان نیستیم " یا " کارهای خداوند اسرارآمیز است " بیان می کنند.

4- بی خدایان نمی توانند بدانند که خدایی وجود ندارد چون آنها نمی توانند ثابت کنند که او (خدا) وجود ندارد:::

 این یک سکه دو رو می باشد که خداباوران از قبول روی دیگرش طفره می روند. بی خدایان احتیاجی ندارند که ثابت کنند خدا وجود ندارد همانطور که احتیاجی ندارند ثابت کنند که ژوپیتر یا زیوس وجود ندارد.آیا خداباوران می توانند وجود خدا را در برابر گزینه های موجود دیگر ثابت کنند ؟ البته که نمی توانند. هیچ کسی نمی تواند ثابت کند که خدا وجود دارد و با این حال آنها می گویند به باور خود مطمین هستند .خب اگر انها با اینکه مدارکی خلاف اعتقادشان وجود دارد مطمین هستند به باور خود ، بی خدایان هم در روشنایی وجود مدارک به نفع باورشان به باور خود مطمین هستند.

5- بی خدایان دنبال این هستند که مذهب را از جامعه بزدایند و همه را به زور بی خدا کنند:::

کاملا غلط.

بی خدایان دنبال آزادی مردم هستند تا با اختیار خودشان انتخاب کنند بدون دخالت دولت یا سیستم مدرسه ای عمومی. آنها دنبال آزادی هستند نه حمایت مذهب بوسیله مالیات ها - گردهمایی های اجباری یا هرگونه امتیاز خاص دیگر .

آنها می گویند افکار شما حقوق شما هستند و به ما مربوط نمی شوند. جواهرات خود را به تن کنید - تعطیلات خود را جشن بگیرید - و در خانه ، کلیسا یا مکانهای عمومی عبادت کنید اگر دوست دارید. فقط مذهب خود را به دیگران تحمیل نکنید. این برخلاف رفتار و اعتقاد خداباوران است . مثلا روی پولی که هر روز با ان سر و کار داریم نوشته شده " اعتماد ما به خداست " . عبارت بی خدایان اینگونه خواهد بود " ما به خدا اعتماد نداریم.". درحالیکه اگر قدرت در دست بی خدایان باشد آنها عبارت مورد پسند خود را روی همه پولها نخواهند نوشت بلکه انها طرفدار حذف هر دو عبارت هستند.

6- بی خدایان آنقدر ذهن بسته ای دارند که نمی توانند معجزاتی که هر روز رخ می دهد را ببینند.:::: بعضی از مردم جایی دنبال معجزات می گردند که چیزی وجود ندارد. مثال : وقتی سرطان کسی خوب می شود معجزه رخ نداده ولی وقتی یک شبه بدون دخالت علم پزشکی بیماری از همه زمین ناپدید شود می توانیم در مورد معجزه صحبت کنیم. غذا وارد یک روستای قحطی زده می شود یعنی پشتکار انسانی. گرسنگی یک شبه بدون دلیل از کره زمین محو می شود یعنی معجزه.تولد یک نوزاد یعنی علم. ناپدید شدن ناگهانی تولد نوزادان با نقصهای مادرزادی یعنی معجزه.

7- بی خدایان یک احساس منفی را گسترش می دهند و زندگی افسرده ای دارند:::

غلط. آنها یک عبارت مثبت را بیان می کنند : " زندگی کردن بدون وابستگی به یک خدای دروغین آسان، رضایت بخش و مثبت است." آنها سعی می کنند یک اثر مثبت بر جهان داشته باشند و معتقدند هر انسانی می تواند و باید معنای شخصی خودش برای زندگی را بیابد.آنها متفکر و فیلسوف هستند و در بحث و پذیرش تفاوت ها موفق.آنها خوشحال ، با افتخار و مهمتر از همه آزاد هستند.این را مقایسه کنید با گناه ابتدایی و جهنم .

8- اگر بی خدایان درست می گویند پس انسانهای مذهبی دارند وقت خود را تلف می کنند ولی حداقل خوشحال هستند:::

ضرری در آن وجود ندارد . اگر انسانهای مذهبی درست می گویند پس بی خدایان به جهنم می روند.به نظر منطقی می آید که بی خدایان برای اینکه از خطر و ضرر به دور باشند مذهبی شوند.اینجا چند مطلب مطرح می شود :

-- معتادان به مواد مخدر هم در زندگی شاد هستند پس آیا باخدایان توصیه می کنند ما همگی مواد مصرف کنیم ؟ شادی با خدایان دورغین و وقت تلف کن است. بی خدایان از خانواده ، جامعه ، نیکوکاری و حقیقت شادی می گیرند.

-- اگر اینطور باشد پس انسانهای مذهبی نباید در یک گروه بخصوص جمع شوند چون هر یک از آنها معتقد است مذهب خودش درست است و افراد بقیه مذاهب مثل انسانهای بی خدا به جهنم می روند .

-- مذهبی شدن برای جلب رضایت خدا و دور بودن از جهنم همان خودپسندی (حرص) می باشد که یکی از گناهان مهلک است. بنابراین بر اساس تفکر خداپرستان حتی اگر درست باشد و یک بی خدا به این دلیل مذهبی شود پس باز هم به جهنم می رود .

9 - چیزی به اسم بی خدا وجود ندارد یا در مواقع خطر و سختی هیچ بی خدایی وجود ندارد:::

خیالبافی های خداباوران که فکر می کنند هیچ انسانی نیست که توانایی های منطقی و عقلانیش بر فشارهای جامعه برای قبول خدا برتری داشته باشد. بخصوص آنها فکر میکنند این موضوع در لحظاتی قبل از مرگ اتفاق می افتد و همه بی خدایان در برابر خدا به زانو در می آیند و طلب بخشش می کنند. یک بی خدا می گوید وقتی زمان مرگم فرا برسد از آخرین لحظاتی که برایم باقی مانده است استفاده می کنم تا اوقات خوبی که داشته ام را به خاطر بیاورم و به ارزیابی همکاری هایم با جامعه و خانواده ام خواهم پرداخت. هرگز زمان گران بهایم را صرف دعا کردن به خدا نمی کنم .

10- این کشور ( آمریکا ) بوسیله مسیحیان و با ارزشهای مسیحی بنا نهاده شده است و باید به همین خاطر یک کشور مسیحی باشد::: درست است ولی آنها برای این اعتقاد مبارزه کردند که آزادی مذهبی حقیقی زمانی بوجود می آید که باور به خود شخص واگذار شود.

ترجمه خلاصه شده ای از این مطلب :

http://www.atheists.org/Top_Ten_Atheist_Myths

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 22:12  توسط رضا  | 

آنچه زنها دوست دارند مردها در مورد روابط جنسی بدانند

خلاصه ای از کتاب رازهایی درباره زنان که هر مردی باید آن ها را بداند

نوشته باربارا دی آنجلیس

ترجمه هادی ابراهیمی

انتشارات نسل نو اندیش

---------------------

رازهایی درباره خواسته های جنسی زن ها

۱-زن ها احتیاج دارند اول از ناحیه سر و قلب آماده شوند.

اگر قلب زن به روی همسرش بسته شده باشد یا بی توجهی و بی محبتی دیده باشد تماس جسمانی و تلاشهای مرد برای تحریک خوشایند نیست و موجب ناراحتی می شود.

قلب زن باید از توجه و محبت سیر باشد تا بدنش تشنه مرد باشد.هر بار که مرد بی دلیل دست او را بگیرد و موهایش را نوازش کند مثل اینست که می گوید دوستت دارم .در این هنگام احساس می کند که قلبهای هر دو به معنای واقعی از رضایت و شادی لبریز شده است و آن هنگام اماده است که در لذت عشق از نظر جنسی هم با مرد شریک شود.

زن ها پیش نوازی (foreplay ) احساسی عاطفی می خواهند.(مواردی که در ابتدای کتاب گفته شده است)

× مرد چه کار کند که زن بخواهد با او عشق بازی کند ؟

موجودی حساب عشق و صمیمیت را با کارهایی که در اول کتاب گفته شد بالا ببرد

2-زن ها نیاز دارند از نگرانی و مزاحمتهای متفرقه به دور باشند تا میل جنسی در انها فعال شود.

با پیش نوازی انجام می شود که فقط جسمی نیست بلکه شامل مواردیست که در ابتدای کتاب گفته شد و بعضی از انها این هاست :

- هر چیزی که به او آرامش بدهد.

پرسیدن که امروز چه کارهایی باید انجام دهد و کمک به او در انجام بعضی از انها-تمیز کردن میز و برداشتن ظرفها پس از شام تا او وقت دوش یا حمام گرفتن داشته باشد-خریدهای منزل را به نوبت انجام دادن تا وقت اضافی برای رفتن به کلاس یوگا داشته باشد-مواظب بچه ها بودن تا او بتواند چرتی بزند-پاهایش را با روغن مخصوص معطر ماساژ دادن

- کار هاییکه معمولا زن ها برای رسیدن به خودشان انجام می دهند همه و همه پیش نوازی محسوب می شود.

مثل اینکه دوست دارد شام زیر نور شمع بخورد یا لباس خوابی که دوست دارد را بپوشد.

- صحبت کردن در مورد مسایل و مشکلات ( چون از نگرانی ها خالی می شود)

× چگونه کاری کنیم که او امادگی عشق بازی پیدا کند :

- از او بپرسیم چه کاری می توانیم برایش انجام دهیم تا احساس آرامش پیدا کند مثل ماساژ-بغل کردن-گوش کردن به صحبت هایش و ......

- بفهمیم چه چیزهایی به او احساس زنانگی می دهد .

- روزی یکبار به پیش نوازی غیر جنسی بپردازیم

3-زن ها دوست دارند ابتدا اغوا شوند.

یعنی مرد مطمین نیست که او می خواهد عشق بازی کند پس سعی می کند او را اغوا کند. یعنی نشان می دهد که او را می خواهد و برایش جذاب و خواستنیست. طوری برای زن دلبری می کند مثل اینکه هنوز نامزد هستند.

4-زن ها از عجله و شتاب زدگی خوششان نمی آید.

عشق ورزی باید آرام باشد مثل خوردن یک غذای خوشمزه آرام و ذره ذره و با احساس لذت.

5-آگاهی در مورد چگونگی تحریک کلیتوریس.

با پرسیدن از خودش و مطالعه و آموزش

-------------------------------------------------------------------------

هیجده عامل سرد مزاجی جنسی زنها

1- مردهایی که با بدن زن آشنا نیستند.

2- مردهایی که روی بدن زن خشونت اعمال می کنند.

مثلا نوک سینه ها بعضی مواقع بخصوص بعضی روزهای دوره ماهانه حساس می شوند. باید آرام تر-حساس تر- با ملاحظه تر و محترمانه تر با انها برخورد کرد. از خودش میشود پرسید و راهنمایی گرفت.

3- مردهایی که به هنگام عشق ورزی کثیف کاری می کنند.

به هنگام بوسیدن  زن را خیس می کند- با دست زدنش زن را خیس می کند-معلوم نیست می خواهد عشق ورزی کند یا اینکه شریکش را بشوید-تف تفو هستند

4- مردهایی که خشونت اعمال می کنند.

لمس خشن- پرتاب به این طرف و آن طرف

5- مردهایی که بهداشت شخصی پایین و ضعیفی دارند.

بوی بد-ناخن بلند و کثیف و شکسته-پینه های خشک و زبر دستها-بدن عرقی و بد بو-پاها و جوراب های کثیف و بد بو-لباس یا لباس زیر کثیف-بوی بد دهان و دندان های کثیف و جرم گرفته-ته ریش زبر (یا از ته اصلاح شده باشد یا بلند و نرم)

6- مردهایی که بیش از حد به قیافه-هیکل-ظاهر و سر و وضع زن اهمیت می دهند.

ایراد گیری از هیکل-چه لباسی بپوشد-چه آرایشی داشته باشد و .......

7- مردهایی که زن ها را بر اساس ارگاسمها یشان طبقه بندی می کنند.

هی می پرسد ارضا شدی؟ ارگاسم شدن برای زن ها خوب است ولی همیشه برایشان ضروری نیست. آنها از کل فرایند لذت می برند نه نتیجه آن. خود عشق زن را ارضا می کند. وقتی خودش شکایتی ندارد مرد هم راحت باشد.

8- مردهایی که زن را مجبور به سکس مقعدی می کنند.

9- مردهایی که بیش از حد نگران عملکرد و توان جنسی خود هستند.

همه کارها و روشها و وضعیتهای مختلف و مشکل و عجیب و غریب را دوست دارد اجرا کند.

انگار که دارد در یک فیلم پورن بازی می کند.

10- مردهایی که با تلویزیون روشن عشق بازی می کنند.

هم تلویزیون می بیند هم عشق بازی می کند

11- مردهایی که هر وقت مست یا سرخوش از مصرف مواد هستند عشق بازی می کنند.

12- مردهایی که وقت کافی صرف پیش نوازی و تحریک همسرشان نمی کنند.

13- مردهایی که پس  از اتمام عشق بازی به لحاظ احساسی و عاطفی فورا سرد و از زن دور می شوند.

مثلا می شود او را یک دقیقه در اغوش گرفت و بوسید یا اینکه گفت فوق العاده بودی.

14- مردهایی که عادات شخصی بدی دارند.

آروغ زدن -باد در کردن (بی بو یا با بو )-خلال کردن دندانها-بازی با موی بینی-با حرص و ولع و تند تند غذا خوردن-سیگار کشیدن-با دهان پر از غذا حرف زدن-رانندگی با ماشین کثیف پر از آت و اشغال و خرت و پرت-انداختن ناخن به هنگام کوتاه کردن کف اتاق

15- مردهایی که اشتغال بیش از حد و وسواس گونه به بدن خود دارند.

همیشه جلوی آینه است. خیلی به عضلات خود توجه نشان می دهد. دوست دارد مثل قهرمان های بدن سازی باشد.خانه پر است از انواع وسایل بدن سازی

16- مردهایی که دوست ندارند با سکس دهانی زن را تحریک کنند. 

17- مردهایی که با دیگران خوش رفتار نیستند.

با دیگران دعوا دارد-ایراد می گیرد-عصبانیست

18- مردهایی که زنشان را دوست ندارند و به او عشق نمی ورزند

----------------------------------------------------

بیست عامل تحریک کننده جنسی زنها

1- مردهایی که به ملایمت و آرامی عشق ورزی می کنند.

2- مردهایی که در بستر هم با همسرشان صحبت می کنند.

نجوا در گوش-از قیافه و زیبایی او تعریف کردن-گفتن اینکه چقدر عشق ورزی با او را دوست دارد

3- مردهایی که در بوسیدن مهارت دارند.

سبک-آرام-ملایم- بوسه ای که نشان دهنده علاقه و عشق و محبت است

4- مردهایی که با چشمهایشان به همسرشان نشان می دهند او را دوست دارند و به او عشق می ورزند.

چشم دوختن به چشمها- نگاه در حین عشق ورزی

5- مردهایی که لباسهای همسرشان را به آرامی در می آورند.

6- مردهایی که در تحریک لمسی همسرشان مهارت دارند.

نوازش سبک و تحریک کننده- یک راست سراغ اندام جنسی نمی رود

7- مردهایی که موهای همسرشان را نوازش می کنند.

بازی-شانه زدن-شستن-نوازش موها بعد از عشق بازی

8- مردهایی که از سکس دهانی با همسرشان لذت می برند و دوست دارند با سکس دهانی او را تحریک کنند.

9- مردهایی که عشق خود را بیرون اتاق خواب هم به همسرشان نشان می دهند.

10- مردهایی که می دانند چگونه بدن زنانه همسرشان را ارضا کنند.

آموزش دیدن

11- مردهایی که می دانند چگونه همسرشان را به لحاظ جنسی فریبا و دلنشین کنند.

احساس راحتی-شیطان و بازیگوشی به او می دهند.

12- مردهایی که پیش از عشق ورزی خود را به لحاظ فیزیکی و جسمانی آماده می کنند.

دوش گرفتن-خوش بویی

13- مردهایی که به همسرشان احساس زیبا بودن می دهند.

به او نشان می دهد که باور دارد زیباست . صورت-بدن و هیکل-بو و طعم -حرکات و خلاصه هر چیز دیگر او را می پسندد. با گفتن

14- مردهایی که از ماساژ دادن به همسر خود لذت می برند.

15- مردهایی که دستهای همسر خود را در دست می گیرند و ناز و نوازش می کنند.

در هم کردن انگشتان دستها هنگام عشق بازی

16- مردهایی که عاشق در اغوش گرفتن همسرشان هستند.

17- مردهایی که پس از گذشتن سالیان سال همچنان مثل روزهای اول با همسر خود رفتار می کنند.

18- مردهایی که به همسر خود نشان می دهند او تنها زن زندگی آنهاست و به او احساس و باور خاص بودن می دهند.

19- مردهایی که چنین باور دارند:

عشق همسرشان تحمل تمامی سختیهای زندگی را برای انها سهل و آسان و حتی ارزشمند می کند.او را تنها  آرامش دهنده-ماوا و پناه خود می داند. می داند که نقش مهمی در زندگی او دارد و این را به او نشان میدهد.

20- مردهایی که همسرشان را دوست دارند و به او عشق می ورزند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 16:14  توسط رضا  | 

جرات داشته باش و بخواه ، بزرگ بخواه که به هر چه بخواهی می رسی!

من به کلاسی ده جلسه ای راجع به آرزوها رفتم.شب اول مدرس به ما یک دفتر خالی داد و گفت : آرزویی را که دارید بنویسید.او این کار را تا ده دقیقه ادامه داد.دیگر داشتیم خسته می شدیم.بعد او گفت حالا یکی دیگر بنویسید.این دفعه به مدت سه ساعت ادامه داد.تنها حرفی که می زد این بود :یکی دیگر بنویسید.خب یک آرزو بنویسید.از این حقیقت که چیز دیگری به ذهنتان نمی رسد استفاده نکنید تا دیگر ننویسید فقط به نوشتن ادامه دهید.سه ساعت تمام وضع همین بود.

وقتی تمام شد گفت :خب حالا از شما می خواهم یک کار بخصوص بکنید.می خواهم یک آرزو بنویسید ولی این یک آرزوی بخصوص است.روی این یکی می توانید چوب جادویتان را تکان دهید و هر چه دلتان می خواهد بنویسید.لازم نیست از قانون پیروی کند.مجبور نیست از قانون جاذبه زمین پیروی کند.لازم نیست مطابق هیچ قاعده ای باشد.فقط تصور کنید یک چوب جادویی دارید.

حالا یادتان باشد سه ساعت بود من آرزوهایم را می نوشتم.هر چه را به فکرم رسیده بود -پول،سلامتی،روابط انسانی،مسافرت،-برای سه ساعت هر چه را به فکرم رسیده بود نوشته بودم.بنابراین به خودم گفتم :خیلی خوب نباید هیچ قانونی باشد؟خب من می خواهم در یک خانه پیش زنهای برهنه و زیبا زندگی کنم.خجالت آور بود ولی این را نوشتم.من مغزم را خفه کرده بودم و سه ساعت هر چه به فکرم رسیده بود نوشته بودم.این بود که این را از خودم در آوردم.

ساندرا معلم کلاس گفت : خب حالا یک هفته دیگر شما را همین جا می بینم و در ضمن آرزوی آخر درست از آب در خواهد آمد.همه ما در اتاق از سر تعجب آه کشیدیم.

وقتی که یک هفته بعد به کلاس برگشتیم از تعجب خشکم زد.در طول هفته با زنی به نام کارلا آشنا شده بودم که بعدها زن دوم من شد.ما با هم قرار ملاقات گذاشتیم و من عاشقش شدم و از او خواستم که شب پیش او بمانم.او گفت باشد.

شب ماندم و صبح روز بعد دخترانش-او دو دختر کوچک داشت-برهنه به درون اتاق دویدند و البته کارلا هم در تخت خواب برهنه بود.در خانه ای پر از زنان لخت زیبا هستم.البته دو تا شان دو و چهار ساله بودند.حدس می زنم که در آرزویم سن زنان را مشخص نکرده بودم !

بنابراین من آمدم سر کلاس و معلم گفت : اگر یادتان می آید به عنوان آخرین آرزو چه نوشتید که از قانون پیروی نمی کرد و از قانون جاذبه زمین و غیره هم پیروی نمی کرد دستتان را بالا کنید.اگر در عرض یک هفته به حقیقت پیوسته دستتان را بالا کنید.۵۰ نفر ما یعنی یک چهارم افراد داخل اتاق دستشان را بالا کردند.

او گفت من این کار را بارها کرده ام.همیشه آرزوی آخر به وقوع می پیوندد.علتش اینست که من معلم هستم و این را از سر اعتقاد می گویم.من سعی نکردم شما را قانع کنم چون باور نمی کردید ان را فقط به عنوان یک حقیقت ذکر کردم.البته هیچ کدام از ما حرف او را باور نکرده بودیم و با وجود این آرزوی یک چهارم افراد به حقیقت پیوسته بود.

همه بلند می شدند و می گفتند که آرزوهایشان چه بوده است.خواسته بودند درآمدشان ده برابر شود.یک قایق ۶۰ پایی خواسته بودند و این در حالی بود که انان کارمند تامین اجتماعی بودند و یا معلم. و در هفته گذشته قوم و خویشی که اصلا او را نمی شناختند مرده بود و انان یک قایق ۶۰ پایی به ارث برده بودند.دهانمان باز مانده بود چون ساندرا در ابتدا گفته بود مطمین باشید که از قانون جاذبه زمین پیروی نمی کند و پیرو قاعده و قانون نیست.بنابراین ما کاملا آزاد شده بودیم.

بعد او چیزی تکان دهنده تر گفت :در ضمن این اتفاقها افتاد چون شما حرف مرا باور کردید.

من بلند شدم و گفتم ساندرا من می خواهم یک چیزی را بفهمم.اگر به یک آرزوی دیگر اشاره کرده بودی آن وقت برای یک چهارم ما همان آرزو تحقق می یافت ؟

او گفت بله.بعضی وقتها می گویم که سومین آرزو به وقوع می پیوندد.همه حضار در اتاق کتابچه هایشان را باز کردند که ببینند آرزوی سومشان چه بوده.چون در عوض ما می توانستیم آن را تحقق بخشیم.ما همه در کمال تعجب نشسته بودیم.

در اتاق افرادی بودند که گریه می کردند.شب دوم به ما گفته بود که هیچ چیز بیرون از ما نیست.قواعدی نیست و قانونی وجود ندارد.نه اینکه بی قانون باشیم بلکه موضوع اینست که ما مقتدرانه در ذهن خود چیزهایی می آفرینیم.همه اینها نتیجه آن چیزی است که باور دارید ممکن است. 

ریموند ر

از کتاب عامل علاءالدین نوشته جک کنفیلد و مارک ویکتور هانسن

تر جمه سهیلا موسوی رضوی و دکتر ندا افتخار

انتشارات نسل نو اندیش

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 23:20  توسط رضا  | 

پیام امام خمینی به اوباما

اوباما جان مردم برای استقبال و مرگ من سنگ تموم گذاشتن ولی هیچ روزی مثل روز تحلیف تو نیست !
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 20:33  توسط رضا  | 

مردان و پورن

خلاصه ترجمه شده از این متن :

http://www.guardian.co.uk/world/2003/nov/08/gender.weekend7

پورنوگرافی امروزه بسیار گسترده  و نسبت به گذشته قابل پذیرش تر شده است بصورتی که اینگونه نیست که بتوانیم یکباره از جامعه آن را محو کنیم. به عنوان مثال در آمریکا سالانه درآمدی حدود 15 میلیارد دلار نصیب این صنعت می شود و مردم نسبت به فیلم و هنرهای دیگر پول بیشتری خرج آن می کنند. در لوس آنجلس به تنهایی سالانه بیشتر از ده هزار فیلم پورن ساخته می شود در مقایسه با حدود 400 فیلمی که در هالیوود ساخته می شود.پورنوگرافی امروزه فقط از نظر تجاری رشد نکرده است بلکه نسبت به گذشته بیشتر مورد پذیرش واقع می شود و جذاب تر شده است. اثر پورن بر مردان چیست ؟ آیا آنگونه که ادعا میشود یک خودارضایی تفریحی بی خطر است؟ آیا پورن زیادی باعث می شود مردان بطور نامناسبی انتظار سکس داشته باشند ؟ اثرات عمیق پورن چیست ؟ اثر آن بر روابط چگونه است ؟ آیا اعتیاد آور است ؟ آیا  باعث تشویق تجاوز ، بچه بازی و قتل های جنسی می شود ؟ اینها پرسشهای مهمی هستند که باید پاسخ داده شوند.

 اینطور به نظر می آید که مردان لذت ساده دلپذیرانه ای از پورن بدست می آورند. یکی از آنها می گوید : " من پورن را دوست دارم . کیه که دوست نداشته باشه ؟! من واقعا به مردانی که ادعا می کنند به پورن علاقه ای ندارند اعتماد ندارم . ما بطور بیولوژیکی طوری برنامه ریزی شده ایم که به دیدن صحنه سکس دیگران واکنش نشان دهیم " . اما آیا قضیه به همین سادگیست ؟ یکی از بهترین دوستان من کمترین علاقه ای به پورن ندارد در حالیکه زندگی جنسی سالم و مناسبی داراست.  برای بیشتر مردان پورنوگرافی در دوره هایی از زندگیشان جاذبه زیادی داشته است. من خودم ابتدا در دوران بلوغ پورنوگرافی را در مجلات معروف دیدم و خیلی قبل از شروع اولین رابطه جنسیم پورن آموزش دهنده مسایل جنسی به من بود.دروغها یی که پورن یادم داد این بود که زنها همیشه در دسترس هستند یا اینکه سکس از کارهایی که یک مرد با یک زن می تواند انجام دهد حرف میزند. یک مرد 46 ساله با همسر و 4 فرزند می گوید که اولین بار در 16 سالگی با  مجلات پورن و بعد از طریق دوستانش با فیلمهای پورن آشنا شده است. یک کشیش مرد 39 ساله در لندن که کار مشاوره با مردان برای کمک به کنار گذاشتن پورن را انجام می دهد می گوید در نوجوانی با دوستانش فیلمهای پورن می دیده است.پورنوگرافی در پایین ترین سطحش به کنجکاوی طبیعی انسان پاسخ می دهد.پسران نوجوان می خواهند از چگونگی سکس بدانند و روشن است که پورن آن را نشان می دهد.یک روانشناس که در امور جنسی مشاوره می دهد این را یک مرحله گذرا می نامد مثل تمرینی برای حقیقت اصلی.مشکل پورن از جایی آغاز می شود که به جای اینکه توقفی کوتاه برای روابط سکسی کامل باشد خودش می شود مکانی برای توقف همیشگی.مشاوره های این روانشناس با افرادی که معتاد به پورن بوده اند به او آموخته است که هر چه شما زمان بیشتری صرف این دنیای خیالی کنید برای انتقال از مرحله گذرا به دنیای حقیقی با مشکل بیشتری روبرو خواهید بود.مثل مواد مخدر پورن می تواند یک نیاز شدید بوجود بیاورد : یک دنیای خودارضایی که مردم می توانند در آن گیر بیفتند.این باعث میشود که آنها نتوانند با فرد دیگری شریک شوند.

در پورن برخلاف زندگی حقیقی انتقادی وجود ندارد و احتیاج به کارایی مردانه نیست . زنان همیشه در دنیای سایت های اینترنتی ، جذاب و آماده حاضرند و مشتاق برآمدن خواسته شان هستند.بر عکس در دنیای حقیقی مردان زنان را اینگونه می یابند : سطوح شغلی بالاتر دارند ، می خواهند از نظر جنسی ارضا شوند و بطور افزایش یابنده ای ترجیح می دهند که شغل و مادر بودن را با هم ترکیب کنند.روانشناسان می گویند مردان توسط قدرت احساسی زنان که بوسیله آن مردان را کنترل می کنند احساس تهدید می کنند.در حالی که بجز وقتی که در ارتباط با زنان هستند احساس زنده بودن نمی کنند بطور دردناکی آگاه هستند که تنها راه رهایی آنها از تنهایی اینست که از نظر جنسی برای زنان پذیرفتنی باشند.این احساس نیاز می تواند باعث برانگیخته شدن خشم شدیدی شود که اغلب راه نشان دادنش را در پورن می یابد.بر خلاف زندگی حقیقی دنیای پورن جاییست که مردان مانعی بر سر خواسته های خود نمی یابند و زنان فرمانبردار آنها هستند حتی خدمتکارانی قدردان.یکی از افرادی که در صنعت پورن مشغول است نظر دیگری دارد. او می گوید : " همه آنچه باعث شده من در این صنعت مشفول باشم برآورده کردن خواسته های مردانیست که به زنان اهمیت زیادی نمی دهند و می خواهند مردانی را ببینند که در حال انتقام گرفتن از زنانی هستند که وقتی آنها در حال بزرگ شدن بودند نتوانسته اند بدست بیاورندشان.

 

بعضی دیگر می گویند مردان برای تسکین ترس و اضطرابی که از ناتوانی در نعوظ دارند هم از پورن استفاده می کنند.به بیانی دیگر پورن یک دروغ است. در مورد مردان،زنان و ارتباطات انسانی دروغ منتشر می کند.به اسم لذت مردان آسیب پذیر و تنها و گروه کوچکی از زنان را با وعده روابط جنسی فریب می دهد و تنها چیزی که فراهم می کند میل شدیدی برای یک خودارضایی گذرا می باشد.بطور زیادشونده ای مردان شروع کرده اند به قبول اثراتی که پورن بر آنها داشته است . یک مدیر بازاریابی این چرخه را این طور بیان می کند : " من وقتی تنها هستم به طرف پورن کشیده می شوم بخصوص وقتی که شریکی ندارم و از نظر جنسی افسرده هستم.ولی به راحتی از خودم متنفر می شوم. وقتی که یک فیلم را دو یا سه بار میبینم آن را به کناری می اندازم و به خودم قول میدهم سراغ فیلم دیگری نروم ولی راه حلم زمان زیادی دوام نمی آورد. پورن مثل یک سرازیری می ماند که وقتی شروع به پایین رفتن از آن می کنی خیلی زود از آن زده می شوی. " یک فروشنده هنری 38 ساله که برای اولین بار پدر شده است می گوید اوقاتی در زندگیش بوده که خیلی زیاد از پورن استفاده می کرده است. " من پورن را دوست دارم.همیشه از آن  مخفیانه استفاده می کردم و نه به عنوان بخشی از یک رابطه با فردی دیگر. همیشه مثل زنی بوده در طرف دیگر رابطه.یک چیزی مثل شیطنت. خیلی راحت میشه خیلی زیادش رو بدست آورد. بی حال کننده ، خسته کننده و بیخوده و آدم رو ارضا نمی کنه."

 استفاده طولانی مدت از پورن می تواند اثرات زیادی داشته باشد.وقتی نیک سامویل به نیمه دهه دوم زندگی خود رسیده بود پورن داشت طرز نگاه او به روابط جنسی را تغییر می داد. " من با یکی از دوست دخترهام پورن نگاه می کردم و شروع کردم به امتحان کردن چیزهایی که در فیلمها می دیدم مقل سکس مقعدی یا سه نفره. بعضی وقتها اون با هاش مشکلی نداشت چون دختر سخت گیری نبود ولی بعضی وقتها شوک زده می شد." او که الان حدود 15 سال است که ازدواج کرده می گوید که همان خواسته را از روابط جنسی با همسرش داشته است." در این مورد اختلاف چشمگیری با هم داشتیم.همسرم یه چنین زن آسون گیری نیست و الان بعد از اون همه سال من تازه دارم از پورن دست می کشم. پورن مثل اعتیاد به الکل می مونه. مثل یه زالو به شما می چسبه." یک روانکاو می گوید خیلی از مردان شریک های زندگیشان را داخل ماجرای استفاده از پورن می کنندبا گفتن این جمله که " آیا زندگی جنسی بهتری نمی خواهی؟"او می گوید : " من مواردی را دیده ام که ابتدا زن سوژه پورن شده و بعد آنها از بچه هایشان برای مقاصد پورنوگرافی استفاده کرده اند.وقتی زوجها با هم از پورن استفاده می کنند یک احساس نادرستی وجود دارد که انگار دارند به هم نزدیکتر می شوند. بعد آنها از خودشان در حال سکس فیلم می گیرند و خودشان را خارج و بیرون احساس می کنند.این جنبه غیرانسانی یکی از مهمترین بخشهای پورن است که به ارزش انسانی طرف دیگر، رابطه و صمیمیت صدمه می زند."

حتی در یک رابطه سکسی عاشقانه مردانی که پورن استفاده می کنند می گویند که اغلب به شریکشان از ورای یک فیلتر پورنوگرافیک نگاه می کنند.یک جامعه شناس می گوید زمان های زیادی بوده که من با احساس گناه به تخیلات پناه برده ام چرا که عشقی که نسبت به یک زن احساس می کردم آنقدر کافی نبوده که احساس را به عمل تبدیل کند. بعضی می گویند میل به کنترل کردن دیگران یکی دیگر از علت هاییست که افراد از پورن استفاده می کنند. نظر یک روانشناس اینست که  کسانی که پورن استفاده می کنند از درون احساس مردن می کنند و سعی می کنند که از آگاه شدن به این درد دوری کنند. یک حس رهایی وجود دارد که گذراست و به همین دلیل است که  پورنوگرافی تکرار شونده است. به دلیل گم شدن در دنیای خیالی پورن تمایل و توانایی مردان برای شکل دادن به یک رابطه طولانی کم می شود.یک متخصص در امر جرمهای جنسی می گوید پورن تشویق به جدایی بین زوجها می کند. مورگان ازین هم فراتر می رود . او می گوید پورن صدمه می زند چرا که باعث می شود مردم خانه خود را بر اساس روابطی سطحی بسازند. خانم جن وود  عقیده دارد که پورن می تواند از شروع روابط جلوگیری کند. او در شغل قبلیش که سانسور فیلمهای پورن بود فقط 6 ماه دوام آورد. در طول این زمان او صد ها ساعت فیلم پورن دید و مجرد بود. او می گوید اگر در مراحل ابتدایی یک رابطه می بودم شرایط خیلی سخت می شد چرا که چیز هایی می دیدم که ممکن بود از من انتظار برود که انجام دهم .او کارش را رها کرد چرا که پورن داشت باعث می شد که افسرده شود.

هر چه احساس ناراحتی درونی قبلی بیشتر باشد کشش بیشتری بسوی پورن ایجاد می شود. یک آرشیتکت 50 ساله می گوید در تمام طول دوران بلوغش معتاد به پورن بوده است . " پورن بر خلاف زندگی حقیقی بی خطر است.من از سکس حقیقی می ترسیدم چون نانوشته و غیر قابل پیشبینی است و به خاطر همین به پورن می پرداختم چرا که کاملا در کنترل خودم بود و البته پورن باعث ناامیدی می شد چرا که آن چیزی نبود که من واقعا دنبالش بودم.مثل یه آدم گرسنه می مونه که بیرون پنچره یه رستوران ایستاده و داره فکر می کنه که قرار بهش غذا برسه. " او که 12 سال در جلسات ترک اعتیاد به سکس شرکت کرده است می گوید پورن باعث شده بود که از تخیلات برای دوری از زندگی حقیقی استفاده کنم و حتی در تخیلاتم در مورد انسانهای حقیقی هم آن را بکار می بردم.یک پورن استار می گوید پورن راحته وقتی به  سکس طوری نگاه میکنم که مردم به خوردن یه همبرگر ولی وقتی می خوای ازش دست بکشی می فهمی که چقدر اعتیاد آوره. چرخه اعتیاد به پورن به یک چیز ختم میشه : پورن شدیتر و خشن تر. مطالعات نشون درخواست برای سکس زنها با حیوانات طرفدار زیادی داره و دانلود این نوع پورن بیشتر صورت می گیره.

یک روانشناس می گوید مکانیک جستجوی پورن – آروز کردن، پیدا کردن تصویر مطلوب،استمنا ، راحت شدن ـ مثل یک داروی ضد افسردگی عمل می کند.یک مشاور می گوید افسانه ای که در مورد پورن وجود دارد اینست که میل جنسی را رها می کند و به مردان راه خروجی برای جلوه گری جنسی میدهد.این فقط یک افسانه است. پورن نه تنها باعث رهایی نمی شود بلکه مردان را به بند می کشد. اعتیاد آورست و تغییر دهنده حال .در شدیدترین حالتش می تواند به جرم جنسی منجر شود البته هنوز در مورد ارتباط این دو اختلاف نظر و بحث وجود دارد.ویر که با مجرمان جنسی سر و کار دارد می گوید:"غیر ممکن است که باور نداشته باشیم پورن در خشونت جنسی نقشی ندارد.مجرمان جنسی دیدگاه های تحریف شده ای دارند که بوسیله آنها عمل خود را توجیه می کنند. پورن این دیدگاه ها را مجاز جلوه می دهد." یکی ازین مثالها تد باندی قاتل جنسی سریالی در آمریکاست که در سال 1989 اعدام شد .شب قبل از اعدام او اعتیاد به پورن را اینطور توضیح داد : " اعتیاد به پورن مرحله به مرحله اتفاق می افتد . شما دنبال پورن آشکارتر، خشن تر و قوی تر می روید. مثل اعتیاد به مواد شما دنبال چیز قویتر و قویتر هستید. چیزی که بتواند به شما احساس هیجان بیشتری بدهد. و بعد به جایی می رسید که می گویید چه خوب میشد اگر می توانستم اینها را اجرا کنم . من پورن را نکوهش نمی کنم و مسوولیت کارهایی که کردم را به عهده می گیرم. این پورن خشن است که در بوجود آمدن چنین رفتارهایی نقش دارد. کمترین کاری که پورن می کند اینست که تبعیض جنسی را جذاب جلوه می دهد."

 بیشتر مردان - حالا فرقی نمی کند چه نوع پورنی استفاده می کنند – تد نیستند. برای کسانی که معتاد شده اند راه رهایی می تواند طولانی و دشوار باشد. جونز مسوولیت پذیری را پیشنهاد می دهد : " کامپیوتر خود را توضیح پذیر کنید. اجازه دهید دیگران آنچه شما نگاه می کرده اید را بررسی کنند." مورگان که یک روانشناس است می گوید جایگزینی پورن همیشه راحت نیست. روابط سخت هستند. صمیمیت ، داشتن روابط خوب ، دوست داشتن بچه ها احتیاج به کوشش دارد. پورن تخیل دنیای واقعیست. فقط تخیل ولی آنچه که انسان را تغذیه می کند دنیای واقعیست . و وقتی شما به انتهای زندگی خود رسیدید چه می خواهید بگویید ؟ می خواهید بگویید که آرزو داشتید زمان بیشتری را در اینترنت به استمنا کردن می گذراندید ؟! من که به سختی می توانم چنین چیزی را باور کنم .

---------------------

لینک مطلب در بالاترین

http://balatarin.com/permlink/2009/1/4/1492119

لطفا هرکس خواست این مطلب رو منتشر کنه همون لینک بالاترینش رو آدرس بده نه اینجا رو . اگرم که جایی دیگه خواستین کپی کنین لطفا لینک بالاترینش رو به عنوان مرجع ذکر کنین . ممنون

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 0:13  توسط رضا  | 

نقدي بر زياد شدن حد نصاب ها !

زياد شدن حد نصاب ها اين اثرات رو داشته :

۱- صفحات داغ پر شده از لينك هاي ورزشي ( مي تونين همين الان يه نگاهي بندازين ! ).صفحات داغ توازن نداره از نظر تنوع لينك در بخش هاي مختلف.

۲- لينك هاي جامعه و سياست به سختي داغ ميشن و تازه اگر هم داغ بشن معمولا ۱۵ ساعت يا بيشتر طول مي كشه . ايرادش اينه كه يه لينك مهم و خوب شانس رفتن در بين بهترين هاي امروز رو از دست ميده.

۳- يه لينك اگه در ساعت هاي اوليه ارسال داغ نشه شانس داغ شدنش خيلي كم ميشه چرا كه تعداد افرادي كه برن به لينك هاي تازه يه روز پيش و قبلش سر بزنن زياد نيست.

۴- حد نصاب سرگرمي كه اصلا خيلي خيلي زياد شده

۵- كاربران لينك هاي خوب سياست و جامعه رو پيدا مي كنن ولي چون حد نصاب بالاست رغبتي در فرستادنشون ندارن.

۶- به نظر نمياد ميزان افزايش حد نصاب ها متناسب با ميزان افزايش كاربران باشه و اين در حاليه كه كاربران جديد انرژي زيادي براي راي دادن ندارن و خيلي از كاربران با اعتبار و قديمي هم فعلا فعال نيستن.

۷- لینکهای نامربوط در بخش اقتصاد لینک میشود.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 21:8  توسط رضا  | 

بالاترین تولدت مبارک . دوست داریم خیلی !

تولد بالاترین رو به مدیران سایت و همه کاربران عزیز تبریک می گم.امیدوارم روز به روز شاهد پیشرفت این سایت خوب و افزوده شدن کاربران خوب و جدید باشیم.این عکس هدیه من به بالاترین و مدیران و کاربرانش!

Water Lily Blue - Ellen Devenny

مرجع عکس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 22:14  توسط رضا  | 

کاربران گرامی بالاترین محل تبلیغ مجانی سایت شما نیست !

کاربرانی هستن که از بازدید بالای بالاترین سوء استفاده می کنن و به تبلیغ سایت های خودشون می پردازن. یعنی اینکه فقط یا بیشتر از همون سایت خودشون لینک می فرستن.

بیشتر مطالب این سایتها هم کپی شده از جاهای دیگه است.

در ضمن این افراد یا خودشون آی دی های دیگه دارن یا اینکه دوستانی دارن که گروهی به اینجور لینکها مثبت میدن.

همه می دونیم که سرور بالاترین مشکل داره و فرستادن این جور لینکها برای این مقاصد این مشکلات رو بیشتر میکنه و جلوی دیده شدن و بالارفتن لینکهای خوب رو میگیره.

از کسانیکه این کار رو انجام میدن خواهش دارم یه راه دیگه برای تبلیغ سایتشون پیدا کنن.

از مدیران بالاترین و کاربران هم خواهش میکنم هر جور که میتونن و بهتره جلوی انجام این کار رو بگیرن.

مطمین باشیم با انجام این کار بسیاری از مشکلات بالاترین برطرف خواهد شد و ما می تونیم بهتر و راحت تر از بالاترین استفاده کنیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 4:47  توسط رضا  |