تبليغاتX
نوشته های رضا

نوشته های رضا

ایرانیان بیایید از دوست داشتنی های مشترک بگوییم برای با هم یکی شدن و گسترش مهر و محبت

پرسش هایی دارم که پاسخ آنها را نمی دانم.

چرا عده ای بی مذهب نسبت به مذهب کینه و دشمنی دارند؟ یعنی به اعتقادات مذهبیون توهین های رکیک می کنند که موجب گسترش کینه و دشمنی بین ایرانیان می شود. اینجا منظورم ان عده ای که محترمانه مذهب را نقد می کنند نیست که خودم طرفدار این نوع نقد هستم که بسیار آموزنده است. البته بعضی ممکن است بگویند علت اینست که 30 سال دیکتاتوری مذهبی بر ما ستم کرده است. پرسش اینست اگر دیکتاتوری مذهبی از ایران برچیده شود و به خاطر مذهب کسی را مجبور به انجام کاری نکنند و هر عقیده و مسلک و منشی اجازه فعالیت آزادانه داشته باشد  ایا این نگرش دشمنی با دین و کینه ورزیدن نسبت به ان باز هم ادامه خواهد یافت ؟


لطفا به تفاوتی که بین نقد محترمانه و توهین و دشمنی ورزیدن وجود دارد دقت کنید.

خیلی از خانواده های ایرانی هستند که نه تنها بین خویشاوندان بلکه بین خود افراد خانواده افراد مختلف با عقاید و نگرشهای گوناگون در کنار هم با دوستی و محبت زندگی می کنند . ولی هرگز اجازه نمی دهند تفاوتهای اعتقادی باعث اختلاف شود . به اعتقادات یکدیگر توهین نمی کنند . مثلا اگر عمو نماز می خواند  برادر زاده به او نمی گوید چرا به دستور یک پیامبر هوسران که این همه زن داشته عمل می کنی؟

 چرا ؟ چون نمی خواهند محبت و دوستی بین یکدیگر را بر هم زنند. از علایق مشترک یکدیگر می گویند و حرف می زنند.

جریانی که به جای نقد محترمانه مذهب قصد دشمنی ورزیدن و نابودی آن را دارد باعث گسترش دشمنی بین ایرانیان است و به خصوص در شرایط نا آرام کنونی ایران بسیار می تواند برای ایران و ایرانی خطرناک باشد.

باز هم تاکید می کنم نگرش نقد محترمانه و به چالش کشیدن دین را تحسین می کنم و از آن می اموزم ولی نگرشی هست که می خواهد مذهب و مذهبی را ریشه کن کند با استفاده از ابزاری زشت .

شاید بپرسید حد بین توهین و نقد محترمانه چیست ؟ 

مرز بین نقد محترمانه و توهین فکر می کنم زیاد واضح نیست چرا که ممکن است فردی از یک نقد برداشت توهین آمیز داشته باشد و فردی دیگر این طور برداشت نکند ولی مرز بین نقد محترمانه با دشمنی ورزیدن و توهین رکیک و گسترش کینه کاملا مشخص است و برای هر انسانی قابل درک.

این بحث فقط شامل مذهبی و غیر مذهبی نیست . موارد دیگری هم هست. مثلا بین شیعه و سنی. به عنوان یک شیعه با دامن زدن به اختلافاتی که باعث ایجاد و گسترش دشمنی بین هموطانان شیعه و سنی می شود کاملا مخالف هستم. در زمان دانشگاه سر کلاس تارخ اسلام که استادش یک روحانی بود این استاد شروع به صحبت در چنین مواردی کرد و بد گفتن از یکی از خلیفه های چهارگانه که من به شدت اعتراض کردم که این کارها درست نیست و خود او هم بعدا به من گفت که حرف تو صحیح است . جالب اینکه بعدا یکی از دختران هم کلاسی از من می پرسید ایا شما سنی هستید ؟ و وقتی من پرسیدم علت این سوال چیست اشاره می کرد به همین جریان. شدت اعتراضم به حدی بوده که این هم کلاسی تصور کرده من سنی هستم.

هم وطن عزیز وقتی من و تو یکدیگر را دوست داریم  و من بیایم به چیزی که تو دوستش داری توهین کنم ایا از من ناراحت نمی شوی ؟ ایا این باعث نمی شود  دوستی ما صدمه بخورد؟ 

آیا این یگانگی و همدلی ایرانیان را بر هم نمی زند؟ آیا این به ضرر پیشرفت ایران نیست ؟

ایرانی را نمی شناسم که حافظ و اشعارش را دوست و قبول نداشته باشد. حافظ می گوید :

مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن

که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست

هم وطن عزیزم توهین به انچه هم وطن تو دوست دارد باعث آزار اوست و جلوی دوستی و مهر و محبت و یگانگی ما ایرانیان را می گیرد. 

 بیا از چیزهایی حرف بزنیم که همه ایرانیان دوستشان دارند. بیا مهر و محبت را گسترش دهیم بین یکدیگر.



+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 18:20  توسط رضا  | 

احمدی نژاد ایستاده سر پا منتظر تشریف فرمایی نخست وزیر ترکیه

به ساعتش هم داره نگاه می کنه. تفسیر با شما.

منبع عکسها


+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 19:44  توسط رضا  | 

حذف کردن لینک هایی که دلیل محکمی برای حذفشان نیست توسط مدیران بالاترین نشانه دیکتاتوریست.

در چند روز اخیر شاهد بودم که چند لینک بدون وجود دلیل محکم توسط مدیران بالاترین حذف شدند مثل لینکی که پرسیده بود " آیا بالاترین به تسخیر سپاه در آمده است؟ " که خود من به این لینک اعتراض داشتم ولی حذف آن درست نبود.بهتر بود مدیران بالاترین اگر پاسخی داشتند زیر همان لینک بیان می کردند.

لینک دیگری که حذف شد اعتراض داشت به نحوه اجرای قانون .

بهتر است حذف دستی لینک توسط مدیران برای مواردی که دلیل محکم وجود دارد نگه داشته شود مثل نقض حریم خصوصی.

ادامه این روند حذف لینکها توسط مدیران به صلاح بالاترین و محیط آزاد آن نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 22:59  توسط رضا  | 

اهداف و خواسته های جنبش سبز چیست ؟

ایا جنبش سبز به دنبال بر کناری احمدی نژاد از ریاست جمهوری و جایگزینی موسوی به جای اوست و اگر به فرض همین فردا این موضوع محقق شود یعنی همه چیز به خوبی حل شده است و تمام شده ؟

یا نه جنبش سبز اهداف دیگری هم دارد .

ایا جنبش سبز به دنبال بر کناری خامنه ای از ولایت فقیهی و رهبری و جایگزینی فرد دیگری به عنوان رهبر می باشد ؟ یعنی سیستم ولایت فقیه را قبول دارد ولی با خامنه ای مشکل دارد ؟

 ایا جنبش سبز به دنبال سرنگونی ج.ا و جایگزینی حکومتی دیگر است ؟ اگر بله این حکومت جدید چه ویژگیهایی دارد ؟


ایا جنبش سبز به دنبال تغییر قانون اساسی و بر چیدن شورای نگهبان است ؟

ایا شخصی مثل موسوی ( که مرید خمینی بنیانگذار این انقلاب و ولایت فقیه است) به دنبال سرنگونی ج.ا یا بر هم زدن سیستم حکومتی ولایت فقیه است ؟

اینها پرسشهاییست که پاسخ  به انها حد و مرزهای جنبش سبز را مشخص می کند و مشخص می شود چه افرادی طرفدار این جنبش هستند و چه افرادی مخالف با ان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:2  توسط رضا  | 

مدیران بالاترین به کاربران احترام بگذارید و با آنها در ارتباط باشید

سایت بالاترین سایت با ارزش و پر اثریست که بیشتر این ارزش و اثر را مدیون کاربران خوبیست که در این سایت فعالیت می کنند.

متاسفانه مدیران بالاترین برای این سایت بسیار کمتر از آنچه شایسته است وقت صرف می کنند .

دلایلی مثل اینکه پول نداریم یا زندگی اصلی ما جای دیگریست قابل قبول نیست.

ارتباط مدیران با کاربران خیلی خیلی کم است. بخش پیشنهادات هم که بسته شده است.این اصلا خوب نیست.

مدیران به درستی پاسخگوی سوالات و مشکلات کاربران نیستند و به آنها ارزش و بهای مناسب نمی دهند.

بهتر است برای اینکه کاربران با مدیران در ارتباط باشند برنامه مناسبی در نظر گرفته شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:20  توسط رضا  | 

شش فایده سکس برای سلامتی

با دانستن این شش مورد آقایان می توانند به خانمهایشان بگویند سکس فقط برای لذت بردن نیست بلکه زندگی آنها ممکن است به آن وابسته باشد !

این شش مورد موارد مختلفی هستند که بیان می کنند چرا سکس و فعالیت جنسی ممکن است به شما کمک کنند تا زندگی طولانی تر و شاد تری داشته باشید:

۱- سکس می تواند سردرد را درمان کند.

همه آن وقتهایی که به شما گفته شد " امشب نه عزیزم چون سردرد دارم " می توانستید به خانم خود بگویید که یکی از فایده های سکس اینست که درد را برطرف می کند.این به دلیل ترشح هورمونی به نام اکسی توسین است که باعث برطرف شدن انواع دردها و گرفتگی های عضلانی می شود.

۲- استرس را کاهش می دهد و خواب خوبی به شما هدیه می دهد.

یک مطالعه جدید نشان می دهد افرادی که سکس بیشتری داشته اند بیشتر احساس شادی و راحتی داشته اند و یاد گرفته اند چگونه بهتر با استرس کنار بیایند. بعد از یک ارگاسم امواج شدید آرامش و آسودگی انسان را فرا می گیرد ( به همین خاطر است که مردان معمولا بعد از سکس به خواب می روند).مردمی که سکس منظمی داشته اند خواب بهتری در طول شب و سرزندگی و شادابی بیشتری در طول روز را گزارش کرده اند.

۳-جریان خون را افزایش می دهد.

وقتی ما برانگیخته می شویم سرعت ضربان قلب بالاتر می رود و در نتیجه خون رسانی به مغز و بقیه اندامها بیشتر می شود و این یعنی اکسیژن رسانی بیشتر به اندامها و پاکسازی سریعتر آنها از مواد زاید و همه اینها باعث پاکی بیشتر بدن می شود.

۴- بدن را نگهداری و حفظ می کند.

یکی از فایده های سکس اینست که به شما کمک می کند بدن خود را متناسب نگه دارید و همیشه از شکل بدن خود آگاهی داشته باشید. هر کسی دوست دارد که بداند بدنش از نظر فیزیکی شکل مناسبی دارد و لخت شدن در برابر یک فرد دیگر می تواند محرک خوبی باشد تا ما همیشه بدن خود را در شکلی مناسب حفظ کنیم.

نزدیکی جنسی هر ۳۰ دقیقه ۱۵۰ کالری می سوزاند و با توجه به اینکه متوسط این زمان ۲۵ دقیقه در بین زوجها گزارش شده است سه بار سکس در هفته حدود ۴۵۰ کالری می سوزاند.

۵- چشمه جوانی است.

حداقل دو ارگاسم در هفته می تواند عمر شما را افزایش دهد.این به دلیل آزاد شدن هورمون دهیدرواپی اندروسترون است که فعالیت سیستم ایمنی را افزایش می دهد، بافتها را تعمیر می کند، قدرت درک را بالاتر می برد، پوست را سالم نگه می دارد و حتی اثر ضد افسردگی دارد.

۶- هومونهایی را افزایش می دهد که برای بدن خوب است.

در مردان ترشح تستوسترون بیشتر می شود که کمک می کند به استحکام بیشتر استخوانها و عضلات و کارکرد بهتر قلب. در زنان استروژن زیادتر می شود که در برابر بیماری های قلبی اثر حفاظتی دارد.تا به حال فکر کرده بودید که چرا زنان لمس شدن را دوست دارند ؟ چون در اثر این عمل استروژن در بدن انها بیشتر ترشح می شود. این هورمون همچنین نقش مهمی در بوی بدن زنان دارد. در حالیکه استروژن زنان را رومانتیک می کند افزایش تستوسترون باعث می شود آنها تمایل به دخول پیدا کنند.

مردان هم استروژن ترشح می کنند و با افزایش سن میزان آن بالاتر می رود و میزان تستوسترون کمتر می شود و به این خاطر است که مردان در سنین بالاتر آرام تر می شوند.

-- دیگر فواید سکس

قدرت مغز و ضربان قلب را افزایش می دهد. باعث دوری بیماریها و دردها می شود.باعث می شود مردم نسبت به خودشان احساس بهتری داشته باشند.

زندگی شاد فقط سکس نیست ولی سکس نقش مهمی در یک زندگی شاد بازی می کند.

-----------------------------------

ترجمه خلاصه شده ای از این مطلب :

http://www.foxnews.com/story/0,2933,511503,00.html?sPage=fnc/health/sexualhealth

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 22:30  توسط رضا  | 

ده افسانه ( باور غلط ) در مورد بی خدایان

1- بی خدایان همه مثل هم هستند :::

بی خدایی مثل مذهبی بودن نیست که همه یکسری باورهای یکسان داشته باشند مثلا همه در مورد همجنسگرایی یک باور و رفتار واحد داشته باشند تا انسان مذهبی خوب نام بگیرند. در میان بی خدایان افراد مختلف با رنگ و نژاد و گرایش جنسی و تعلقات سیاسی مختلف وجود دارد و آنها در مورد موضوعات زیادی با هم هم عقیده نیستند و با هم بحث می کنند.

2- چون بی خدایان خدا را باور ندارند دارای هیچ اصول اخلاقی نیستند :::

چه دنیای غم انگیزیست که مردم می گویند انسانها برای خوب بودن احتیاج دارند که از نفرین جاودانی بترسند.این جمله ایست که باعث برانگیختن احساس خشم و تاسف در بیشتر بی خدایان می شود.خشم به خاطر اینکه متعصبانه و از پیش تعیین شده است و هدفی جز افزایش تعصب ندارد.تاسف به خاطر اینکه نشان دهنده غفلت و رضایت گوینده این عبارت است بدون اینکه در مورد درستی آن پرسشی بکند.

باور در مورد خوبی و بدی بوسیله مغز - تربیت و جامعه در انسانها کاشته می شود.بی خدایان کار خوب انجام می دهند نه به خاطر ترس از انتقام بلکه چون کار درست اینست.بی خدایان برای خانواده-جامعه-فرهنگ و آزادی ارزش قایل هستند.

3- بی خدایان به تکامل باور دارند ولی این مثل اعتقاد به اینکه خدا جهان را آفریده است جواب خیلی از پرسشها را نمی دهد:::

بی خدایان به علم باور دارند و معتقدند که تمام پرسشها به تدریج بوسیله علم پاسخ داده خواهد شد.

اعتقاد به اینکه خدا جهان را آفریده است هم به خیلی از پرسشها پاسخ نمی دهد.

خداباوران در پاسخ دادن به سوالاتی مثل اینکه خدا از کجا آمده است یا اینکه قبل از آفرینش چه می کرده است تمایلی از خود نشان نمی دهند. آنها از دادن پاسخهای مناسب به تناقضاتی که در کتابهای مقدس وجود دارد و بی عدالتی های شدید که شاهد ان هستیم طفره می روند چون می دانند پاسخی برای این پرسشها وجود ندارد. فقط بعضی اوقات پاسخهایی مثل اینکه " چیزهایی هستند که ما انسانها کامل قادر به درکشان نیستیم " یا " کارهای خداوند اسرارآمیز است " بیان می کنند.

4- بی خدایان نمی توانند بدانند که خدایی وجود ندارد چون آنها نمی توانند ثابت کنند که او (خدا) وجود ندارد:::

 این یک سکه دو رو می باشد که خداباوران از قبول روی دیگرش طفره می روند. بی خدایان احتیاجی ندارند که ثابت کنند خدا وجود ندارد همانطور که احتیاجی ندارند ثابت کنند که ژوپیتر یا زیوس وجود ندارد.آیا خداباوران می توانند وجود خدا را در برابر گزینه های موجود دیگر ثابت کنند ؟ البته که نمی توانند. هیچ کسی نمی تواند ثابت کند که خدا وجود دارد و با این حال آنها می گویند به باور خود مطمین هستند .خب اگر انها با اینکه مدارکی خلاف اعتقادشان وجود دارد مطمین هستند به باور خود ، بی خدایان هم در روشنایی وجود مدارک به نفع باورشان به باور خود مطمین هستند.

5- بی خدایان دنبال این هستند که مذهب را از جامعه بزدایند و همه را به زور بی خدا کنند:::

کاملا غلط.

بی خدایان دنبال آزادی مردم هستند تا با اختیار خودشان انتخاب کنند بدون دخالت دولت یا سیستم مدرسه ای عمومی. آنها دنبال آزادی هستند نه حمایت مذهب بوسیله مالیات ها - گردهمایی های اجباری یا هرگونه امتیاز خاص دیگر .

آنها می گویند افکار شما حقوق شما هستند و به ما مربوط نمی شوند. جواهرات خود را به تن کنید - تعطیلات خود را جشن بگیرید - و در خانه ، کلیسا یا مکانهای عمومی عبادت کنید اگر دوست دارید. فقط مذهب خود را به دیگران تحمیل نکنید. این برخلاف رفتار و اعتقاد خداباوران است . مثلا روی پولی که هر روز با ان سر و کار داریم نوشته شده " اعتماد ما به خداست " . عبارت بی خدایان اینگونه خواهد بود " ما به خدا اعتماد نداریم.". درحالیکه اگر قدرت در دست بی خدایان باشد آنها عبارت مورد پسند خود را روی همه پولها نخواهند نوشت بلکه انها طرفدار حذف هر دو عبارت هستند.

6- بی خدایان آنقدر ذهن بسته ای دارند که نمی توانند معجزاتی که هر روز رخ می دهد را ببینند.:::: بعضی از مردم جایی دنبال معجزات می گردند که چیزی وجود ندارد. مثال : وقتی سرطان کسی خوب می شود معجزه رخ نداده ولی وقتی یک شبه بدون دخالت علم پزشکی بیماری از همه زمین ناپدید شود می توانیم در مورد معجزه صحبت کنیم. غذا وارد یک روستای قحطی زده می شود یعنی پشتکار انسانی. گرسنگی یک شبه بدون دلیل از کره زمین محو می شود یعنی معجزه.تولد یک نوزاد یعنی علم. ناپدید شدن ناگهانی تولد نوزادان با نقصهای مادرزادی یعنی معجزه.

7- بی خدایان یک احساس منفی را گسترش می دهند و زندگی افسرده ای دارند:::

غلط. آنها یک عبارت مثبت را بیان می کنند : " زندگی کردن بدون وابستگی به یک خدای دروغین آسان، رضایت بخش و مثبت است." آنها سعی می کنند یک اثر مثبت بر جهان داشته باشند و معتقدند هر انسانی می تواند و باید معنای شخصی خودش برای زندگی را بیابد.آنها متفکر و فیلسوف هستند و در بحث و پذیرش تفاوت ها موفق.آنها خوشحال ، با افتخار و مهمتر از همه آزاد هستند.این را مقایسه کنید با گناه ابتدایی و جهنم .

8- اگر بی خدایان درست می گویند پس انسانهای مذهبی دارند وقت خود را تلف می کنند ولی حداقل خوشحال هستند:::

ضرری در آن وجود ندارد . اگر انسانهای مذهبی درست می گویند پس بی خدایان به جهنم می روند.به نظر منطقی می آید که بی خدایان برای اینکه از خطر و ضرر به دور باشند مذهبی شوند.اینجا چند مطلب مطرح می شود :

-- معتادان به مواد مخدر هم در زندگی شاد هستند پس آیا باخدایان توصیه می کنند ما همگی مواد مصرف کنیم ؟ شادی با خدایان دورغین و وقت تلف کن است. بی خدایان از خانواده ، جامعه ، نیکوکاری و حقیقت شادی می گیرند.

-- اگر اینطور باشد پس انسانهای مذهبی نباید در یک گروه بخصوص جمع شوند چون هر یک از آنها معتقد است مذهب خودش درست است و افراد بقیه مذاهب مثل انسانهای بی خدا به جهنم می روند .

-- مذهبی شدن برای جلب رضایت خدا و دور بودن از جهنم همان خودپسندی (حرص) می باشد که یکی از گناهان مهلک است. بنابراین بر اساس تفکر خداپرستان حتی اگر درست باشد و یک بی خدا به این دلیل مذهبی شود پس باز هم به جهنم می رود .

9 - چیزی به اسم بی خدا وجود ندارد یا در مواقع خطر و سختی هیچ بی خدایی وجود ندارد:::

خیالبافی های خداباوران که فکر می کنند هیچ انسانی نیست که توانایی های منطقی و عقلانیش بر فشارهای جامعه برای قبول خدا برتری داشته باشد. بخصوص آنها فکر میکنند این موضوع در لحظاتی قبل از مرگ اتفاق می افتد و همه بی خدایان در برابر خدا به زانو در می آیند و طلب بخشش می کنند. یک بی خدا می گوید وقتی زمان مرگم فرا برسد از آخرین لحظاتی که برایم باقی مانده است استفاده می کنم تا اوقات خوبی که داشته ام را به خاطر بیاورم و به ارزیابی همکاری هایم با جامعه و خانواده ام خواهم پرداخت. هرگز زمان گران بهایم را صرف دعا کردن به خدا نمی کنم .

10- این کشور ( آمریکا ) بوسیله مسیحیان و با ارزشهای مسیحی بنا نهاده شده است و باید به همین خاطر یک کشور مسیحی باشد::: درست است ولی آنها برای این اعتقاد مبارزه کردند که آزادی مذهبی حقیقی زمانی بوجود می آید که باور به خود شخص واگذار شود.

ترجمه خلاصه شده ای از این مطلب :

http://www.atheists.org/Top_Ten_Atheist_Myths

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 22:12  توسط رضا  | 

آنچه زنها دوست دارند مردها در مورد روابط جنسی بدانند

خلاصه ای از کتاب رازهایی درباره زنان که هر مردی باید آن ها را بداند

نوشته باربارا دی آنجلیس

ترجمه هادی ابراهیمی

انتشارات نسل نو اندیش

---------------------

رازهایی درباره خواسته های جنسی زن ها

۱-زن ها احتیاج دارند اول از ناحیه سر و قلب آماده شوند.

اگر قلب زن به روی همسرش بسته شده باشد یا بی توجهی و بی محبتی دیده باشد تماس جسمانی و تلاشهای مرد برای تحریک خوشایند نیست و موجب ناراحتی می شود.

قلب زن باید از توجه و محبت سیر باشد تا بدنش تشنه مرد باشد.هر بار که مرد بی دلیل دست او را بگیرد و موهایش را نوازش کند مثل اینست که می گوید دوستت دارم .در این هنگام احساس می کند که قلبهای هر دو به معنای واقعی از رضایت و شادی لبریز شده است و آن هنگام اماده است که در لذت عشق از نظر جنسی هم با مرد شریک شود.

زن ها پیش نوازی (foreplay ) احساسی عاطفی می خواهند.(مواردی که در ابتدای کتاب گفته شده است)

× مرد چه کار کند که زن بخواهد با او عشق بازی کند ؟

موجودی حساب عشق و صمیمیت را با کارهایی که در اول کتاب گفته شد بالا ببرد

2-زن ها نیاز دارند از نگرانی و مزاحمتهای متفرقه به دور باشند تا میل جنسی در انها فعال شود.

با پیش نوازی انجام می شود که فقط جسمی نیست بلکه شامل مواردیست که در ابتدای کتاب گفته شد و بعضی از انها این هاست :

- هر چیزی که به او آرامش بدهد.

پرسیدن که امروز چه کارهایی باید انجام دهد و کمک به او در انجام بعضی از انها-تمیز کردن میز و برداشتن ظرفها پس از شام تا او وقت دوش یا حمام گرفتن داشته باشد-خریدهای منزل را به نوبت انجام دادن تا وقت اضافی برای رفتن به کلاس یوگا داشته باشد-مواظب بچه ها بودن تا او بتواند چرتی بزند-پاهایش را با روغن مخصوص معطر ماساژ دادن

- کار هاییکه معمولا زن ها برای رسیدن به خودشان انجام می دهند همه و همه پیش نوازی محسوب می شود.

مثل اینکه دوست دارد شام زیر نور شمع بخورد یا لباس خوابی که دوست دارد را بپوشد.

- صحبت کردن در مورد مسایل و مشکلات ( چون از نگرانی ها خالی می شود)

× چگونه کاری کنیم که او امادگی عشق بازی پیدا کند :

- از او بپرسیم چه کاری می توانیم برایش انجام دهیم تا احساس آرامش پیدا کند مثل ماساژ-بغل کردن-گوش کردن به صحبت هایش و ......

- بفهمیم چه چیزهایی به او احساس زنانگی می دهد .

- روزی یکبار به پیش نوازی غیر جنسی بپردازیم

3-زن ها دوست دارند ابتدا اغوا شوند.

یعنی مرد مطمین نیست که او می خواهد عشق بازی کند پس سعی می کند او را اغوا کند. یعنی نشان می دهد که او را می خواهد و برایش جذاب و خواستنیست. طوری برای زن دلبری می کند مثل اینکه هنوز نامزد هستند.

4-زن ها از عجله و شتاب زدگی خوششان نمی آید.

عشق ورزی باید آرام باشد مثل خوردن یک غذای خوشمزه آرام و ذره ذره و با احساس لذت.

5-آگاهی در مورد چگونگی تحریک کلیتوریس.

با پرسیدن از خودش و مطالعه و آموزش

-------------------------------------------------------------------------

هیجده عامل سرد مزاجی جنسی زنها

1- مردهایی که با بدن زن آشنا نیستند.

2- مردهایی که روی بدن زن خشونت اعمال می کنند.

مثلا نوک سینه ها بعضی مواقع بخصوص بعضی روزهای دوره ماهانه حساس می شوند. باید آرام تر-حساس تر- با ملاحظه تر و محترمانه تر با انها برخورد کرد. از خودش میشود پرسید و راهنمایی گرفت.

3- مردهایی که به هنگام عشق ورزی کثیف کاری می کنند.

به هنگام بوسیدن  زن را خیس می کند- با دست زدنش زن را خیس می کند-معلوم نیست می خواهد عشق ورزی کند یا اینکه شریکش را بشوید-تف تفو هستند

4- مردهایی که خشونت اعمال می کنند.

لمس خشن- پرتاب به این طرف و آن طرف

5- مردهایی که بهداشت شخصی پایین و ضعیفی دارند.

بوی بد-ناخن بلند و کثیف و شکسته-پینه های خشک و زبر دستها-بدن عرقی و بد بو-پاها و جوراب های کثیف و بد بو-لباس یا لباس زیر کثیف-بوی بد دهان و دندان های کثیف و جرم گرفته-ته ریش زبر (یا از ته اصلاح شده باشد یا بلند و نرم)

6- مردهایی که بیش از حد به قیافه-هیکل-ظاهر و سر و وضع زن اهمیت می دهند.

ایراد گیری از هیکل-چه لباسی بپوشد-چه آرایشی داشته باشد و .......

7- مردهایی که زن ها را بر اساس ارگاسمها یشان طبقه بندی می کنند.

هی می پرسد ارضا شدی؟ ارگاسم شدن برای زن ها خوب است ولی همیشه برایشان ضروری نیست. آنها از کل فرایند لذت می برند نه نتیجه آن. خود عشق زن را ارضا می کند. وقتی خودش شکایتی ندارد مرد هم راحت باشد.

8- مردهایی که زن را مجبور به سکس مقعدی می کنند.

9- مردهایی که بیش از حد نگران عملکرد و توان جنسی خود هستند.

همه کارها و روشها و وضعیتهای مختلف و مشکل و عجیب و غریب را دوست دارد اجرا کند.

انگار که دارد در یک فیلم پورن بازی می کند.

10- مردهایی که با تلویزیون روشن عشق بازی می کنند.

هم تلویزیون می بیند هم عشق بازی می کند

11- مردهایی که هر وقت مست یا سرخوش از مصرف مواد هستند عشق بازی می کنند.

12- مردهایی که وقت کافی صرف پیش نوازی و تحریک همسرشان نمی کنند.

13- مردهایی که پس  از اتمام عشق بازی به لحاظ احساسی و عاطفی فورا سرد و از زن دور می شوند.

مثلا می شود او را یک دقیقه در اغوش گرفت و بوسید یا اینکه گفت فوق العاده بودی.

14- مردهایی که عادات شخصی بدی دارند.

آروغ زدن -باد در کردن (بی بو یا با بو )-خلال کردن دندانها-بازی با موی بینی-با حرص و ولع و تند تند غذا خوردن-سیگار کشیدن-با دهان پر از غذا حرف زدن-رانندگی با ماشین کثیف پر از آت و اشغال و خرت و پرت-انداختن ناخن به هنگام کوتاه کردن کف اتاق

15- مردهایی که اشتغال بیش از حد و وسواس گونه به بدن خود دارند.

همیشه جلوی آینه است. خیلی به عضلات خود توجه نشان می دهد. دوست دارد مثل قهرمان های بدن سازی باشد.خانه پر است از انواع وسایل بدن سازی

16- مردهایی که دوست ندارند با سکس دهانی زن را تحریک کنند. 

17- مردهایی که با دیگران خوش رفتار نیستند.

با دیگران دعوا دارد-ایراد می گیرد-عصبانیست

18- مردهایی که زنشان را دوست ندارند و به او عشق نمی ورزند

----------------------------------------------------

بیست عامل تحریک کننده جنسی زنها

1- مردهایی که به ملایمت و آرامی عشق ورزی می کنند.

2- مردهایی که در بستر هم با همسرشان صحبت می کنند.

نجوا در گوش-از قیافه و زیبایی او تعریف کردن-گفتن اینکه چقدر عشق ورزی با او را دوست دارد

3- مردهایی که در بوسیدن مهارت دارند.

سبک-آرام-ملایم- بوسه ای که نشان دهنده علاقه و عشق و محبت است

4- مردهایی که با چشمهایشان به همسرشان نشان می دهند او را دوست دارند و به او عشق می ورزند.

چشم دوختن به چشمها- نگاه در حین عشق ورزی

5- مردهایی که لباسهای همسرشان را به آرامی در می آورند.

6- مردهایی که در تحریک لمسی همسرشان مهارت دارند.

نوازش سبک و تحریک کننده- یک راست سراغ اندام جنسی نمی رود

7- مردهایی که موهای همسرشان را نوازش می کنند.

بازی-شانه زدن-شستن-نوازش موها بعد از عشق بازی

8- مردهایی که از سکس دهانی با همسرشان لذت می برند و دوست دارند با سکس دهانی او را تحریک کنند.

9- مردهایی که عشق خود را بیرون اتاق خواب هم به همسرشان نشان می دهند.

10- مردهایی که می دانند چگونه بدن زنانه همسرشان را ارضا کنند.

آموزش دیدن

11- مردهایی که می دانند چگونه همسرشان را به لحاظ جنسی فریبا و دلنشین کنند.

احساس راحتی-شیطان و بازیگوشی به او می دهند.

12- مردهایی که پیش از عشق ورزی خود را به لحاظ فیزیکی و جسمانی آماده می کنند.

دوش گرفتن-خوش بویی

13- مردهایی که به همسرشان احساس زیبا بودن می دهند.

به او نشان می دهد که باور دارد زیباست . صورت-بدن و هیکل-بو و طعم -حرکات و خلاصه هر چیز دیگر او را می پسندد. با گفتن

14- مردهایی که از ماساژ دادن به همسر خود لذت می برند.

15- مردهایی که دستهای همسر خود را در دست می گیرند و ناز و نوازش می کنند.

در هم کردن انگشتان دستها هنگام عشق بازی

16- مردهایی که عاشق در اغوش گرفتن همسرشان هستند.

17- مردهایی که پس از گذشتن سالیان سال همچنان مثل روزهای اول با همسر خود رفتار می کنند.

18- مردهایی که به همسر خود نشان می دهند او تنها زن زندگی آنهاست و به او احساس و باور خاص بودن می دهند.

19- مردهایی که چنین باور دارند:

عشق همسرشان تحمل تمامی سختیهای زندگی را برای انها سهل و آسان و حتی ارزشمند می کند.او را تنها  آرامش دهنده-ماوا و پناه خود می داند. می داند که نقش مهمی در زندگی او دارد و این را به او نشان میدهد.

20- مردهایی که همسرشان را دوست دارند و به او عشق می ورزند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 16:14  توسط رضا  | 

جرات داشته باش و بخواه ، بزرگ بخواه که به هر چه بخواهی می رسی!

من به کلاسی ده جلسه ای راجع به آرزوها رفتم.شب اول مدرس به ما یک دفتر خالی داد و گفت : آرزویی را که دارید بنویسید.او این کار را تا ده دقیقه ادامه داد.دیگر داشتیم خسته می شدیم.بعد او گفت حالا یکی دیگر بنویسید.این دفعه به مدت سه ساعت ادامه داد.تنها حرفی که می زد این بود :یکی دیگر بنویسید.خب یک آرزو بنویسید.از این حقیقت که چیز دیگری به ذهنتان نمی رسد استفاده نکنید تا دیگر ننویسید فقط به نوشتن ادامه دهید.سه ساعت تمام وضع همین بود.

وقتی تمام شد گفت :خب حالا از شما می خواهم یک کار بخصوص بکنید.می خواهم یک آرزو بنویسید ولی این یک آرزوی بخصوص است.روی این یکی می توانید چوب جادویتان را تکان دهید و هر چه دلتان می خواهد بنویسید.لازم نیست از قانون پیروی کند.مجبور نیست از قانون جاذبه زمین پیروی کند.لازم نیست مطابق هیچ قاعده ای باشد.فقط تصور کنید یک چوب جادویی دارید.

حالا یادتان باشد سه ساعت بود من آرزوهایم را می نوشتم.هر چه را به فکرم رسیده بود -پول،سلامتی،روابط انسانی،مسافرت،-برای سه ساعت هر چه را به فکرم رسیده بود نوشته بودم.بنابراین به خودم گفتم :خیلی خوب نباید هیچ قانونی باشد؟خب من می خواهم در یک خانه پیش زنهای برهنه و زیبا زندگی کنم.خجالت آور بود ولی این را نوشتم.من مغزم را خفه کرده بودم و سه ساعت هر چه به فکرم رسیده بود نوشته بودم.این بود که این را از خودم در آوردم.

ساندرا معلم کلاس گفت : خب حالا یک هفته دیگر شما را همین جا می بینم و در ضمن آرزوی آخر درست از آب در خواهد آمد.همه ما در اتاق از سر تعجب آه کشیدیم.

وقتی که یک هفته بعد به کلاس برگشتیم از تعجب خشکم زد.در طول هفته با زنی به نام کارلا آشنا شده بودم که بعدها زن دوم من شد.ما با هم قرار ملاقات گذاشتیم و من عاشقش شدم و از او خواستم که شب پیش او بمانم.او گفت باشد.

شب ماندم و صبح روز بعد دخترانش-او دو دختر کوچک داشت-برهنه به درون اتاق دویدند و البته کارلا هم در تخت خواب برهنه بود.در خانه ای پر از زنان لخت زیبا هستم.البته دو تا شان دو و چهار ساله بودند.حدس می زنم که در آرزویم سن زنان را مشخص نکرده بودم !

بنابراین من آمدم سر کلاس و معلم گفت : اگر یادتان می آید به عنوان آخرین آرزو چه نوشتید که از قانون پیروی نمی کرد و از قانون جاذبه زمین و غیره هم پیروی نمی کرد دستتان را بالا کنید.اگر در عرض یک هفته به حقیقت پیوسته دستتان را بالا کنید.۵۰ نفر ما یعنی یک چهارم افراد داخل اتاق دستشان را بالا کردند.

او گفت من این کار را بارها کرده ام.همیشه آرزوی آخر به وقوع می پیوندد.علتش اینست که من معلم هستم و این را از سر اعتقاد می گویم.من سعی نکردم شما را قانع کنم چون باور نمی کردید ان را فقط به عنوان یک حقیقت ذکر کردم.البته هیچ کدام از ما حرف او را باور نکرده بودیم و با وجود این آرزوی یک چهارم افراد به حقیقت پیوسته بود.

همه بلند می شدند و می گفتند که آرزوهایشان چه بوده است.خواسته بودند درآمدشان ده برابر شود.یک قایق ۶۰ پایی خواسته بودند و این در حالی بود که انان کارمند تامین اجتماعی بودند و یا معلم. و در هفته گذشته قوم و خویشی که اصلا او را نمی شناختند مرده بود و انان یک قایق ۶۰ پایی به ارث برده بودند.دهانمان باز مانده بود چون ساندرا در ابتدا گفته بود مطمین باشید که از قانون جاذبه زمین پیروی نمی کند و پیرو قاعده و قانون نیست.بنابراین ما کاملا آزاد شده بودیم.

بعد او چیزی تکان دهنده تر گفت :در ضمن این اتفاقها افتاد چون شما حرف مرا باور کردید.

من بلند شدم و گفتم ساندرا من می خواهم یک چیزی را بفهمم.اگر به یک آرزوی دیگر اشاره کرده بودی آن وقت برای یک چهارم ما همان آرزو تحقق می یافت ؟

او گفت بله.بعضی وقتها می گویم که سومین آرزو به وقوع می پیوندد.همه حضار در اتاق کتابچه هایشان را باز کردند که ببینند آرزوی سومشان چه بوده.چون در عوض ما می توانستیم آن را تحقق بخشیم.ما همه در کمال تعجب نشسته بودیم.

در اتاق افرادی بودند که گریه می کردند.شب دوم به ما گفته بود که هیچ چیز بیرون از ما نیست.قواعدی نیست و قانونی وجود ندارد.نه اینکه بی قانون باشیم بلکه موضوع اینست که ما مقتدرانه در ذهن خود چیزهایی می آفرینیم.همه اینها نتیجه آن چیزی است که باور دارید ممکن است. 

ریموند ر

از کتاب عامل علاءالدین نوشته جک کنفیلد و مارک ویکتور هانسن

تر جمه سهیلا موسوی رضوی و دکتر ندا افتخار

انتشارات نسل نو اندیش

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 23:20  توسط رضا  | 

پیام امام خمینی به اوباما

اوباما جان مردم برای استقبال و مرگ من سنگ تموم گذاشتن ولی هیچ روزی مثل روز تحلیف تو نیست !
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 20:33  توسط رضا  |