تبليغاتX
نوشته های رضا

نوشته های رضا

گزیده هایی از کتاب " آتشی از درون " نوشته کارلوس کاستاندا

کاستاندا فارغ  التحصیل رشته مردم شناسی از دانشگاه کالیفرنیاست که برای تحقیق در مورد گیاهان دارویی به سفر می پردازد و با سرخپوست سالکی به نام دون خوان آشنا میشود و وی مطالبی از سلوک

خود برای کاستاندا بیان میکند و او را آموزش میدهد.

--خود بزرگ بینی بزرگترین دشمن انسان است

--خود بزرگ بینی ما را ناگزیر می کند که بیشتر عمر خود را در حال رنجش از دیگران به سر آوریم-اگر ما فارغ از خود بزرگ بینی باشیم آسیب ناپذیر خواهیم بود.

--هر فردی که به سر سوزنی غرور گرفتار باشد اگر در وضعی قرار گیرد که احساس بی ارزشی کند متلاشی خواهد شد

--عمل کردن در حال خشم بدون صبر و خویشتنداری در حکم شکست خوردن است

--جهان هستی بصورت جلوه های عقاب وجود دارد

--ناشناختنی هرگز برای انسان شناخته نخواهد شد با این همه سر جای خود وجود دارد خیره کننده و در عین حال با گستره ای بی کران و دهشت بار

--انسان در برابر ناشناخته از ماجراجویی استقبال می کند و دستخوش نشاط و سرزندگی می شود.این خاصیت ناشناخته هاست که در ما احساسی از امید و شادکامی ایجاد میکند.حتی احساس بیمی که در اثر برخورد با ناشناخته در ما برانگیخته می شود بسیار خشنود کننده است.روشن بینان جدید به مدد قوه رویت دریافته اند که انسان در رویارویی با ناشناخته ها به بهترین حالت خویش دست می یابد.

--اندامهای حسی ما قادرند همه چیزهایی که پیرامون ماست را بازیابی نمایند.

--صاحبان بصیرت می گویند ما فقط از بخش بسیار کوچکی از هستی خود بهره گرفته ایم.

--استنتاج هایی که از راه استدلال به دست آمده اند در تغییر مسیر زندگانی اثری ناچیز دارند یا به کلی بی اثرند.ازین رو مثال های بیشمار از اشخاصی می توان آورد که دارای روشن ترین معتقدات هستند با وجود این بارها به خلاف آن معتقدات عمل می کنند و تنها توضیح انها برای رفتارهای خلافشان اینست که انسان جایزالخطاست.

--آنچه در بیرون از ما وجود دارد جلوه های عقاب است چیزی سیال و همیشه در حرکت ولی تغییر ناپذیر و ابدی

--دلیل هستی همه جانداران تقویت آگاهی در جهان است

--علت وجودی این عالم غنی تر ساختن آگاهیست

--انسان درون بین هیچ نظری ندارد که به دفاع از آن برخیزد

--آن حقیقتها چیزهایی نیستند که لازم باشد با شور و هیجان فراوان از آنها دفاع کرد.اگر تو گمان می بری که من می کوشم تا به دفاع از آنها اقدام کنم اشتباه می کنی.آن حقیقتها را به نیت شادکامی و روشنگری سالکان به یکدیگر پیوسته اند نه برای پرداختن به احساسات خودخواهانه.اگر به تو گفتم که یک درون بین اندیشه خاصی ندارد که به دفاع از آن برخیزد مراد من این بود که مرد درون بین دچار وسواس نمی شود  و فکر او از وسوسه های عادی فارغ است.

--تجلیات عقاب در نفس خود چیزی فناناپذیر است و همه چیزهای موجود را در بر می گیرد چه شناختنی باشد و چه ناشناختنی.

--اصولا عقاب رویت پذیر نیست.یک صاحب بصیرت با تمام وجود خود عقاب را حس میکند.چیزی در همه ما هست که ما را قادر می سازد تا با تمام وجود به شهود دست یابیم.صاحبان بصیرت فعل رویت عقاب را بصورتی بسیار ساده تبیین می کنند : انسان عبارت است از تجلیات عقاب و فقط بدان نیاز دارد که دوباره به اجزای مرکب کننده خویش بازگردد.

--یکی از بزرگترین قوه ها در زندگانی سالکان ترس است.ترس شوق ایشان را به آموختن بر می انگیزد.

--رویت به معنی عریان نمودن قلب از هر چیز است

--غریزه جنسی واسطه پدیدآمدن موهبت آگاهیست

--یگانه انرژی واقعی که ما واجد آن هستیم انرژی حیات بخش غریزه جنسیت

--اعماقی وجود ندارد آنچه وجود دارد دخل و تصرف در آگاهیست

--همزادان از ترس حیوانی بیش از هر چیز  دیگر حظ می برند

--صاحبان بصیرت که به عمد به آگاهی ناب نایل می شوند موجوداتی تماشایی هستند که باید آنها را نظاره کرد.این حالت در لحظه ای پیش می آید که آنان از درون می سوزند.آتشی از درون آنها را در کام خود فرو می برد و در مرحله آگاهی کامل آنها به ابدیت می پیوندند.

--اهل بصیرت در عصر جدید هدفشان آزاد زیستن است و آزادی برآیندهای ویران کننده در بر دارد.

--ما هر روز را به شب می آوریم بی آنکه کاری انجام بدهیم.ما در حالت انتظار به سر می بریم.ما می دانیم که انتظار می کشیم و می دانیم که در انتظار چه چیزی هستیم.ما چشم به راه آزادی هستیم

--آگاهی کامل زمانی به ما دست می دهد که از خود بزرگ بینی هیچ اثری در ما به جا نمانده باشد.ما فقط هنگامی که هیچ شویم همه چیز می شویم

--فرمان ما می تواند فرمان عقاب بشود

--کسانی که برای دیگران دل می سوزانند در حقیقت غم خودشان را می خورند و هر جا که امکان قدردانی کردن وجود داشته باشد می خواهند از آنان نیز قدردانی به عمل آید.

--زمین موجود حساس عظیمیست که در معرض همان قوایی قرار دارد که در انسان تاثیر می گذارند.

--زمین سرچشمه اصلی همه چیزهاییست که ما را پدید آورده اند.زمین سرچشمه اصلی هستی ماست

--زمین دارای همه جلوه های موجود در نهاد انسان می باشد

--آگاهی ما از زمین می تواند به ما نیروی حرکت آفرین بدهد (طی الارض)

--بدترین چیزی که میتواند برای ما  اتفاق افتد اینست که باید بمیریم و از آنجا که مردن پیشاپیش سرنوشتی تغییر ناپذیر است ازین رو ما آزاد هستیم .آنان که همه چیز خود را باخته اند از چیزی باک ندارند.

--زمانی که ترس زدوده شود تمام قیودی که دست و پای انسان را در بند نگه می دارد از بین می رود.

--آزادی همچون مرضی مسریست .انتقال پیدا میکند.ناقل آن مرد درون بینیست منزه از گناه.ممکن است مردم آن را درک ننمایند و از همین روست که نمی خواهند آزاد باشند.به هوش باش که آزادی وحشت آور است اما نه برای ما.من تقریبا در همه عمر خود را برای این لحظه تیمار کرده ام و تو نیز چنین خواهی کرد.

--فردا دنیایی که اکنون شاهدش هستی دیگر وجود نخواهد داشت.

--آزادی هدیه عقاب به انسان است.بدبختانه کمتر کسانی می فهمند که یگانه چیزی که ما برای پذیرفتن چنین هدیه فاخری بدان نیازمندیم داشتن انرژی کافیست (مصونیت از خطا و گناه)

منبع : کتاب آتشی از درون نوشته کارلوس کاستاندا ترجمه ادیب صالحی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 13:46  توسط رضا  | 

بالاترین لطفا در مورد موضوعات داغ عادلانه برخورد کن !

طبق قوانین ایجاد موضوع داغ که میگه:

"- موضوع داغ باید به طور موقتی مهم شده باشد. مثلا «جنگ آمریکا در عراق» یا «زنان» با این تعریف موضوع داغی نیست."

موضوع داغی که در مورد سالگرد انقلاب ایران درست شده غیر قانونیه ولی روی سایت قرار گرفته در صورتیکه موضوع داغی که با عنوان دهه فجر یا دهه زجر یجاد کردم رو بالاترین حذفش کرد.علت چیه؟چرا رعایت عدالت نمیشه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 20:49  توسط رضا  | 

خدا کی می رقصه؟

خدا می رقصه وقتی که یه بچه به دنیا میاد.

خدا میرقصه وقتی که یه سرباز شهید میشه.

خدا می رقصه وقتی که یه توانا دست یه ناتوان رو می گیره و از زمین بلندش می کنه.

خدا می رقصه وقتی که خورشید طلوع می کنه و وقتی که خورشید غروب می کنه.

خدا می رقصه وقتی که بچه ها می دون و بازی و شادی می کنن.

خدا می رقصه وقتی که یه مادر به صورت نوزادش لبخند میزنه.

خدا می رقصه وقتی که یه پدر سر بچه هاش دست نوازش می کشه.

خدا می رقصه وقتی که یه فرزند به دست پدر و مادرش بوسه میزنه.

خدا می رقصه وقتی که یه دل شکسته صداش میزنه.

خدا می رقصه وقتی که یه مرد مردونگی می کنه.

ولی می دونین خدا کی از همه وقت بهتر و قشنگتر می رقصه؟ وقتی که دو تا عاشق با هم عشقبازی می کنن.در این هنگام خدا عجیب می رقصه.عجیب!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 0:42  توسط رضا  | 

دهه فجر یا دهه زجر ؟

حکومت ایران از ۱۲ بهمن روز ورود خمینی (سال ۵۷) به ایران تا ۲۲ بهمن روز پیروزی انقلابش را دهه فجر نامیده است ولی شاید این دهه برای بعضی بخصوص جوانانی که همزمان با این دوران متولد شده اند یا در آن زمان کودکی بیش نبوده اند و تاثیری در انقلاب نداشته اند معنا و مفهوم دیگری داشته باشد.

این دهه برای این افراد باعث برانگیخته شدن این احساسات و تغییرات درونی می شود:

خشم-سوختن دل-تاسف و ........

دلایل برانگیخته شدن این احساسات و تغییرات درونی این هاست :

۱-اهداف اولیه انقلاب یعنی آزادی-اسلام و عدالت دایم بوسیله رادیو و تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی و ......... تکرار می شود و میگویند و به خود می بالند که برای این انقلاب کردیم درصورتیکه چیزیکه هم اکنون مشاهده میشود خلاف این موارد می باشد.

آزادی ها محدود شده-به اسلام حقیقی عمل نمی شود و عدالت هم زیر پا گذاشته شده است.

۲-با برگشت به زمانهای گذشته سوالات دردآور بسیاری به ذهن می آید : -چرا این انقلاب که در نتیجه ریخته شدن خون انسانهای زیادی که برای نیت خیر جان دادند پیروز شد به چنین سرانجامی دچار شد؟

-چرا وارثان این انقلاب بسیاری از منافع کشور و مردم ایران را فدای قطع رابطه با آمریکا کرده اند؟ مگر کشورهایی مثل چین و روسیه در بسیاری از موارد حتی از ایران درگیری و اختلاف بیشتری با آمریکا ندارند پس چرا آنها با آمریکا رابطه دارند و این ارتباط را قطع نمی کنند؟مگر خیلی از کشورهای اسلامی مثل عربستان و .......در بسیاری از موارد با آمریکا اختلاف ندارند (مثل مسایل مربوط به اسراییل) پس چرا آنها رابطه خود را با آمریکا حفظ کرده اند؟

-چرا با وجود این همه تبلیغاتی که در مورد این انقلاب میشود کشور ما حتی از کشورهایی مثل هند و اندونزی و مالزی در بسیاری از موارد عقب مانده تر است؟

۳-یکی از مواردی که بسیار دردآور است در این دوران اینست که میگویند انقلاب کردیم تا اسلام را اجرا کنیم.امروز ما میبینیم چه ظلمهایی که به نام اسلام به این مردم صورت میگیرد و مردم چه در داخل ایران و چه مردم کشورهای دیگر اینها را از چشم اسلام میبینند و این بدترین ضربه به اسلام است.

۴-برگشت میزنند به آن دوران و از شکنجه ها و وحشیگری های ساواک میگویند در صورتیکه امروز مشابه همین کارها را با دانشجویان و .......... انجام میدهند.

۵-وقتی خاطرات آن دوران را بیان میکنند بسیاری از حقایق و وقایع را که به سود حال و وضع فعلیشان نیست می پوشانند و مخفی می کنند

۶-به بسیاری از افراد و گروه هایی که در پیروزی این انقلاب نقش موثری داشتند اجازه صحبت و فعالیت و بیان نظر نمی دهند.

۷-می گویند انقلاب کردیم برای خدمت به مردم و مستضعفان و محرومان در صورتیکه میبینیم وضع زندگی مردم از نظر رفاهی و معیشتی از گذشته بدتر شده است.

 

اینها مواردیست که این پرسش را پدید می آورد که آیا این دهه دهه فجر است یا دهه زجر ؟

برای خود من به شخصه این دهه دهه زجر است شما را نمی دانم !

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 12:0  توسط رضا  | 

چند سوال در مورد بالاترین

۱-آیا مسوولین بالاترین در برابر کاربران وظیفه و مسوولیتی ندارند؟

۲-آیا فقط این مسوولین سایت هستند که سایت را می گردانند و کاربرانی که بعضا بیشتر از آنها برای سایت وقت قرار می دهند در سرپا بودن و کیفیت سایت تاثیری ندارند؟

۳-چرا مشکلات سرور بالاترین حل نمی شود؟

۴-چرا با اینکه یک نفر جدید به مدیریت اضافه شده وضع سایت بهتر نشده است؟

۵-در داخل ایران نمی توان سایتی مثل بالاترین راه انداخت چون واضح است که جلوی کار آن را خواهند گرفت ولی سوال من از دوستانی که خارج ایران هستند اینست که چرا یک رقیب جدی و قدرتمند برای بالاترین ایجاد نمی کنند؟مطمین باشید با ایجاد چند تغییر می توانید این رقیب را روی اینترنت قرار دهید.تغییراتی مثل طراحی صفحات بهتر و جذاب تر برای سایت و افزودن امکانات جدید برای کاربران.الان در بالاترین کاربران می توانند لینک ارسال کنند- رای مثبت و منفی بدهند -نظر بدهند و به نظرات رای مثبت و منفی- با افزودن چند امکان دیگر به این موارد شما تبدیل به رقیبی جدی برای بالاترین خواهید شد و در ضمن داشتن سروری که همیشه در دسترس باشد!

۶- چرا وقتی می پرسیم:(در قسمت پیشنهاد)

"سلام---اين سرعت سايت دوباره خيلي وضعش بد شده---چرا اين مشكل هي بايد تكرار بشه؟"

مسوولین می گویند:  "پست مهدی در اینجا را بخوانید لطفا. دلیل‌ش را مدت‌ها پیش توضیح داده است."

آیا نباید این مشکل حل بشود یا اینکه باید هی به گذشته باز گردیم؟

۷-چرا در قسمت پیشنهادات به نظرات چند تا در میان پاسخ می دهند؟ آیا کار سختیست برای  نظر کاربران ارزش قایل شد و به آنها پاسخ داد؟

۸-حالا که مسوولین سایت زیاد مشکلات سایت برایشان مهم نیست چرا کاربران فکری به حال این مشکلات نمی کنند؟

۹-اگر از عهده اداره سایت بر نمی آیند چرا آن را نمی فروشند به افرادیکه راه اداره صحیح و پول در آوردن از این سایت پر بازدید را بلد هستند؟

۱۰-اگر نمی خواهند سایت را بفروشند چرا با افرادیکه در زمینه بازاریابی و درآمد اینترنتی تجربه دارند

مشورت  نمی کنند یا از وجود آنها برای اداره سایت استفاده نمی کنند؟

۱۱-چرا به اندازه ایکه این سایت بیننده دارد و برای کاربرانش ارزشمند می باشد مسوولین سایت برای آن دل نمی سوزانند؟

۱۲-....................................

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 15:14  توسط رضا  |