تبليغاتX
نوشته های رضا

نوشته های رضا

خدايا داره درد مي كشه ميبيني ؟

خدايا اون پيرزنه كه از دست و پا افتاده كنار خيابون نشسته داره ليف ميفروشه - داره درد ميكشه ميبيني ؟

خدايا اون مستاجره كه اجاره اش سراومده نداشته به اجاره اش اضافه كنه حالا كنار خيابون نشسته اثاثيه شم كنارشه داره درد ميكشه ميبيني؟

خدايا اون بچه ايكه سرطان داره نفساي آخرشه داره درد ميكشه ميبيني؟

خدايا اون جانبازه كه شيميايي شده داره درد ميكشه ميبيني؟

خدايا اون جوونه كه بيكاره دنبال كار ميگرده داره درد ميكشه ميبيني؟

خدايا اون بيماره كه پول دوا درمون نداره داره درد ميكشه ميبيني؟

خدايا اون زنه كه شوهرش مرده مونده حالا چطوري بايد خرج بچه هاشو در بياره داره درد ميكشه ميبيني؟

خدايا اون دختر تن فروش كه مونده چطوري خودشو ازين وضع نجات بده داره درد ميكشه ميبيني؟

خدايا اون مظلومه كه ظالما حقش رو خوردن داره درد ميكشه ميبيني؟

خدايا اون عاقله كه بين جاهلا گرفتار شده داره درد ميكشه ميبيني؟

خدايا اون عاشقه كه از عشقش دور افتاده داره درد ميكشه ميبيني؟

خدايا اون آدم پاك و بيگناهي كه خوبي همه آدما رو ميخواد با ديدن بديهاييكه آدما به هم ميكنن داره درد ميكشه ميبيني؟

خدايا ازت ميخوام منو همدرد همه دردمنداي عالم قرار بدي - دوست دارم برم بشينم كنارشون و باهاشون همدرد بشم

چرا كه

مرد را دردي اگر باشد خوش است

درد بي دردي علاجش آتشست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 21:21  توسط رضا  | 

دنیای قرمز-برای دوستداران پرسپولیس

خونه قرمز

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ماشین قرمز

----------------------------------------------------------------------------------------

ماه قرمز

-------------------------------------------------------------------

گل قرمز

------------------------------------------------------------------------------------------

آسمون قرمز

-------------------------------------------------------------------------------------------

قلب قرمز

--------------------------------------------------------------------------------

درخت قرمز

-----------------------------------------------------------------------------------------------

خون قرمز

-------------------------------------------------------------

سیب قرمز

------------------------------------------------------------------------------------

عشق قرمز

-----------------------------------------------------------------

توت فرنگی قرمز

-------------------------------------------------------------------------------

انار قرمز

------------------------------------------------------------------------

هندونه قرمز

--------------------------------------------------------------------------

دریای قرمز

----------------------------------------------------------------------------------------

ستاره قرمز

-------------------------------------------------------------------------------------

فرشته قرمز

--------------------------------------------------------------------------------

اتاق قرمز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:6  توسط رضا  | 

راز ثروت و افزایش نعمت و خوشی ها

بر هرچه تمرکز کنیم همان را بدست می آوریم.

راز ثروتمند شدن و افزایش خوشیها و نعمتها : هر چه احساس کنیم بیشتر داریم - بیشتر بدست می آوریم و بیشتر دوست داریم ببخشیم و هر چه بیشتر می بخشیم مطمین هستیم که بیشتر بدست خواهیم آورد.

باید بتوانیم خوبی ها و خوشیها و نعمت هایی را که همین الان داریم ببینیم و لذت داشتن آن ها را حس کنیم که در حقیقت این حس کردن لذت و خوشی همان شکر می باشد. هنر دیدن زیباییها و خوبی ها و خوشی ها را داشته باشیم.

مثلا نگوییم: " حتی این قدر پول ندارم که با تاکسی بروم بلکه مجبورم سوار اتوبوس شوم "

بلکه بگوییم : " خدا را شکر که این قدر پول دارم که سوار اتوبوس شوم و پیاده نروم "

مثال ها زیاد است که هر کدام از ما می توانیم آن ها بیابیم و هیچ کس نیست که بگوید در این دنیا هیچ نعمت و خوشی ندارد. آنها را ببینیم و با همه وجود لذتشان را حس کنیم تا زیاد تر شوند.

یک راه برای تمرکز روی خوشی ها و زیبایی ها پرسیدن سوال های مثبت از خود است.

مثال سوال منفی : " چرا اینقدر بد شانس هستم که این اتفاق برای من افتاد ؟"

سوال مثبت : " از این اتفاقی که برایم افتاد چه چیز جدیدی می توانم بیاموزم و چطور می توانم از آن برای قویتر شدنم استفاده کنم ؟ "

برای هر سوالی که از خود بپرسیم از درون ذهن و جان ما پاسخی بر خواهد آمد بخصوص در مواقعی که در حالت آرامش هستیم . سوال های مثبت و قدرت بخش از خود بپرسیم و مطمین باشیم جواب از درون خود ما پاسخ داده خواهد شد.

مثال دیگر از سوال منفی : " چرا درآمدم اینقدر کم است ؟"

سوال مثبت : " چه کار کنم که درآمدم بیشتر شود ؟ "

جواب داده خواهد شد از درون ما یا با برخورد با یک فرد جدید در زندگی یا خواندن مطلبی در کتاب یا روزنامه یا دیدن فیلمی در تلویزیون یا .....................

نمونه هایی از سوال های مثبت و قدرت بخش :

۱-چه نعمت ها و خوشی هایی در زندگی دارم؟

۲-چه کار کنم تا امروز یک نفر را شاد کنم ؟

۳-چه کار کنم تا انسان مفیدی برای دیگران باشم؟

۴-چه کار کنم تا بتوانم برای مردم و کشورم انسان سودمندی باشم؟

۵-چه کار کنم تا ثروت و برکت را بسوی مردم و کشورم جذب کنم؟

۶-چطور می توانم امروز چیز جدیدی بیاموزم؟

۷-به چه چیزی در وجودم افتخار میکنم؟

۸-چه توانایی هایی دارم؟

۹-چه صفات خوبی در من وجود دارد؟

۱۰-چه کار کنم تا دیگران را بیشتر دوست داشته باشم؟

۱۱-با چه چیزهایی خوشحال می شوم و از چه چیزهایی لذت میبرم؟

.......................

با استفاده از کتاب موفقیت نامحدود از آنتونی رابینز ترجمه فریبا جعفری

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:49  توسط رضا  | 

شاهزاده هایی هستیم رها شده در کویر دنیا

پادشاهی که یک پسر نازپرورده در دربار داشت دید اگر تا آخر کار این شاهزاده در این ناز و نعمت بماند لیاقت جانشینی او را نخواهد یافت و روزی که به قدرت برسد مردم را در زحمت می گذارد و به آنها زورگویی می کند. این بود که به مامورانش دستور داد به بهانه گشت و تماشا او را به کویر خشک و دور افتاده ای در کنار ده ویرانه ای برده و رها کنند و باز گردند.آنها هم همین کار را کردند. شاهزاده که با آن لباسهای اشرافی تنها در کویر مانده بود قدم می زد و با خود حرف می زد و مردم آبادی های اطراف را که رد می شدند به جای خدمه کاخ می گرفت و به آنها امر و نهی می کرد که تخت مرا فلان جا بزنید و صبحانه مرا بیاورید و ......مردم اول گفتند او دیوانه است. اما دو سه نفر افراد عاقل و فهمیده آبادی که او را دیدند فهمیدند که این لباسهای اشرافی و این خواسته ها تناسبی با کویر ندارد و این پسر باید شاهزاده باشد و از جایی آمده باشد که این چیزها در آنجا برایش فراهم بوده است .این سلیقه انسان است که هر چه می خواهد بخرد ، هر چند هم كه جنسي را كه فروشنده به او عرضه مي كند خوب و بادوام باشد مي پرسد بهتر و با دوامترش را نداريد و ازدواج كه مي خواهد بكند به دنبال زني ميگردد كه زيباتر و با كمالتر از او در دنيا نباشد و اين روحيه انسان كه اگر مثلا براي كاري به اداره اي برود و كمي او را معطل كنند اعتراض مي كند  كه چرا من را معطل كرديد اينها همه حكايت ميكند كه او شاهزاده ايست كه سلطان او را براي رشد دادن به اين كوير فرستاده است.اگر به خواسته هاي انسان از قبيل عمر جاويدان و غناي بي پايان و قدرت بي نهايت و ...... دقت كنيم معلوم مي شود كه او مال اين كوير دنيا نيست چون اين قبيل چيزها در دنيا نمي تواند وجود داشته باشد كه روزي آنها را در اين عالم ديده  و حالا هوس كرده باشد. آيا تا به حال فكر كرده ايد كه اين اشتها و اين روحيه از كجا آمده و در درون ما مخفي شده است؟!

منبع :سخناني از حاج اسماعيل دولابي برگرفته شده از كتاب مصباح الهدي نوشته مهدي طيب

خرم آن روز کز این منزل ویران برومگر چه دانم که به جایی نبرد راه غریبدلم از وحشت زندان سکندر بگرفتچون صبا با تن بیمار و دل بی​طاقتدر ره او چو قلم گر به سرم باید رفتنذر کردم گر از این غم به درآیم روزیبه هواداری او ذره صفت رقص کنانتازیان را غم احوال گران باران نیستور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون راحت جان طلبم و از پی جانان بروممن به بوی سر آن زلف پریشان برومرخت بربندم و تا ملک سلیمان برومبه هواداری آن سرو خرامان برومبا دل زخم کش و دیده گریان برومتا در میکده شادان و غزل خوان برومتا لب چشمه خورشید درخشان برومپارسایان مددی تا خوش و آسان برومهمره کوکبه آصف دوران بروم

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:5  توسط رضا  | 

من دکتر عنایت الله کنکوری هستم / ز گهواره تا گور دانش بجوی

از قدیم گفته اند ز گهواره تا گور دانش بجوی ، اما انسانهاي كمي هستند كه واقعا مصداق اين شعر زيبا كه برگرفته از يك حديث نبوي است بوده باشند.عنايت الله بيگلر بيگي ۸۲ ساله يكي از اين انسانهاست.شايد باور كردني نباشد اما او در حالي عنوان بزرگ سال ترين كنكوري امسال را به خود اختصاص داده كه حدود ۵۰ سال پيش مدرك دكتراي شيمي آلي خود را از دانشگاه كاليفرنياي ايالات متحده دريافت كرده است و به مدت ۲۱ سال استاد دانشگاههاي پزشكي و داروسازي بوده است.اين پدر بزرگ تبريزي به ۴ زبان دنيا (انگليسي-آلماني-چيني-فارسي) تسلط دارد.ضمن اينكه شاعر نيز هست و در كتابش اشعار هر سه ملت را جاي داده است و به دنبال چاپ مجموعه آثارش نيز هست.او در ضمن كاشف هم هست و اخيرا يك تركيب گياهي را كشف كرده كه با استفاده از آن بدون پرداخت هزينه مي توان دندان ها را جرم گيري كرد.

او ارتباط خوبي با طبيعت و خالق آن دارد و در گفت و گويي با يكي از نشريات ميگويد : هنگاميكه به خيابان مي روم به همه چيز سلام ميكنم : درخت-گل-گياه و هر چيز ديگري- در ضمن سه چيز را خيلي دوست دارم : خدا-سلامتي و بهار.پدربزرگ كنكور سال ۸۷ در يك كافي نت براي دانشگاه ثبت نام كرده است و خود را به احتمال بسيار زياد يكي از دانشجوهاي ورودي امسال مي داند- دليلش هم سواد انگليسي است كه دارد و با توجه به رشته انتخابي اش براي كنكور نسبت به احتمال پذيرشش در دانشگاه خوشبين است.

او درباره اينكه با چه انگيزه اي در اين سن و سال مجددا براي ورود به دانشگاه تلاش ميكند مي گويد: من انرژي و علاقه شديدي به يادگيري و دانش افزايي دارم - ضمن اينكه خيلي چيزها دارم كه ياد دانشجوها و استادها بدهم.هم دانشجوها از من استفاده ميكنند هم استادها-ضمن اينكه من نيز از دانسته هاي آنها استفاده ميكنم.بايد منتظر بمانيم تا ببينيم دكتر عنايت الله بيگلر بيگي چه رتبه اي در كنكور ۸۷ كسب ميكند و آيا ميتواند با اين سن و سال در رشته مورد علاقه اش پذيرفته شود يا خير؟

منبع : ماهنامه نسيم شماره ۲۷

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:45  توسط رضا  | 

دیدم که جشنی روی زمین برگزار شده !

دیدم که جشنی روی زمین برگزار شده . جشنی که سر و صداش تا آسمون هفتم و عرش خدا هم رسیده بود.اوناییکه اونجا  (جاییکه آرزوی زمینیا رفتن به اونجاست) بودن به هم میگفتن بریم ببینیم چه خبره .

آدما همه شون جمع شده بودن پیش هم میزدن و می نواختن و خدا اون وسط براشون میخوند و می رقصید. بعد یه سفره انداختن و همه نشستن دورش. سفره ای که غذاش و شرابش عشق و محبت بود. اونا می خوردن و لذت میبردن و خدا هم نگاهشون می کرد و لذت می برد. اوناییکه از آسمون هفتم اومده بودن تازه فهمیدن چه خبره.

حالا اونا بودن که آرزوشون این بود که تو این جشن شرکت داشته باشن.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 1:4  توسط رضا  | 

آيا اينها بعضي از علتهاي وجود مشكلات و عدم پيشرفت كشور ما مي باشند ؟

۱- نظر مردم نسبت به يكديگر و وضع كلي مملكت منفي شده است و اميدي به بهتر شدن اوضاع ندارند.

بنابراين سعي و كوششي در جهت بهتر شدن اوضاع انجام نمي دهند.

۲- سيستمي اداره كننده امور كشور است كه توانايي ايجاد پيشرفت در كشور را ندارد و مردم در اين سيستم درست هدايت نمي شوند.

۳- هستند ايرانيهاييكه در زمينه هاي مختلف علمي-فرهنگي-اقتصادي-سياسي و ...... داراي تجربه و دانش كافي هستند ولي تلاشي در جهت بهتر شدن اوضاع انجام نمي دهند چرا كه ميگويند حكومت تلاش آنها را به نام خودش معرفي ميكند و از آن به سود خودش بهره مي جويد.

اين سه مورد فقط به عنوان سوال مطرح شد و براي اينكه شايد جرقه اي باشد كه كمي بيشتر در اين مورد بينديشيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:31  توسط رضا  |