تبليغاتX
نوشته های رضا

نوشته های رضا

بحثی در مورد انواع رابطه های جنسی

امروزه بعضی افراد هستند که دیندارند و روابط جنسی را فقط در حدودی که دینشان برای انها تعریف کرده یعنی ازدواج درست و اخلاقی می دانند.

بعضی دیگر حدود ازدواج را برای برقراری رابطه جنسی لازم نمی دانند و معتقدند تنها رضایت دو طرف مهم است ولی اگر یکی از طرفین در چنین رابطه ای با فرد دیگری به غیر از شریک جنسیش رابطه برقرار کند آن را خیانت و نادرست و غیر اخلاقی می دانند.

بعضی دیگر رابطه جنسی بین دو هم جنس و سکس گروهی را قبول دارند و آن را غیر اخلاقی و نادرست نمی دانند.

گروهی حتی رابطه جنسی بین محارم را نیز غیر اخلاقی نمی دانند.

سوال اینجاست که این حد و حدود و اخلاقی و غیر اخلاقی بودن را هر فردی چگونه برای خود تعریف می کند و آیا اصلا حد و حدودی در برقراری رابطه جنسی وجود دارد یا نه و یا اینکه این موضوعیست که به علاقه و تنفر شخصی افراد مربوط می شود ؟

آیا این حدود و اخلاقی و غیر اخلاقی بودن فقط به خود فرد مربوط می شود یا به اجتماع و عرف هم ربط دارد یعنی اجتماع و عرف می تواند برای این روابط حد و حدودی قایل شود؟نظر شما چیست ؟

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 16:47  توسط رضا  | 

خلاصه ای از کتاب پیشگویی آسمانی (The celestine prophecy)

كتابي كه در كتاب فروشي هاي كوچك آمريكا عرضه شد و سپس دست به دست گشت. نويسنده جيمز ردفيلد (James Redfield )- ترجمه ستاره آخوندي

-------------

يادداشت نويسنده:

نيم قرن است كه گونه جديدي از آگاهي به دنياي بشريت گام نهاده -هوشياري نويني كه مي توان آن را تعالي روحاني ناميد.اگر اين كتاب را بخوانيد شايد خيلي زود در يابيد كه چه اتفاقي در شرف وقوع است و آن را درون خود احساس كنيد.

اين احساس با ادراكي ژرف از مسير زندگي شروع مي شود - با آگاهي از وقايع اتفاقي كه درست در لحظه مناسب رخ مي دهند و افراد مناسب را سر راه ما قرار مي دهند تا به طور ناگهاني زندگي ما را در مسير تازه و مهمي قرار دهند.شايد ما بيش از هر فرد ديگر در هر برهه به ادراك معناي بالاتر اين وقايع مرموز نايل شويم.

مي دانيم كه زندگي در واقع يك تجلي روحاني شخصي و پر از رمز و راز است كه تا كنون هيچ علم-فلسفه يا مذهبي قادر به تشريح كامل آن نبوده است.همچنين مي دانيم زمانيكه به رخدادهاي پيرامون خود پي مي بريم و آموختيم كه چگونه با چنين فرايندهاي مرموزي برخورد كنيم  و احتمال وقوع آنها در زندگي را افزايش دهيم جامعه بشري با رشد بزرگي بسوي روش نوين زندگي گام خواهد برداشت.روشي كه بهترين سنتهاي ما را دريافته و فرهنگي پديد مي آورد كه همواره هدف تاريخ بوده است.

داستاني كه در پي مي آيد در راستاي چنين درك نويني است- اگر شما را تحت تاثير قرار داد-اگر تبلور ادراك شما از زندگي بود يافته هاي خود را به ديگران انتقال دهيد چرا كه آگاهي نوين ما از روحانيت از همين طريق يعني به گونه اي شخصي و از راه سري نظرات مثبت روانشناختي در ميان مردم گسترش مي بايد و ديگر نه با توسل به نيرنگ و نه با پرداختن به آنچه متداول است.بلكه آنچه بايد كرد اينست كه ترديد ها و سرگشتگيهاي خود را تا آنجا كه مقدور است رها كنيم تا اين درك نوين به طرز معجزه آسايي براي ما ممكن گردد.

----------

بصیرت اول - جمعيت بحراني

شارلين به دوست قديميش خبر ميدهد كه كتيبه اي(دست نوشته اي) در پرو پيدا شده و او ميخواهد در موردش با وي صحبت كند.وقتي يكديگر را ملاقات ميكنند به او مي گويد كه دولت پرو از فاش شدن متن كتيبه براي مردم جلوگيري ميكند ولي او با كشيشي ملاقات كرده كه به وي گفته كتيبه متعلق به قرن ششم پيش از ميلاد مسيح است و تحولي همه جانبه در جامعه بشري در دهه هاي پاياني قرن بيستم پيش بيني ميكند.كم كم تغييري در بنياد آگاهي ها بوجود مي آيد تغييري كه ماهيت مذهبي ندارد بلكه روحانيست.كتيبه بخشها يا فصل هايي دارد كه هر كدام رسيدن به يك بصيرت در زندگي را توضيح مي دهند كه بشر اين بصيرتها را يكي پس از ديگري درك مي كند.

تغيير با رسيدن به بصيرت اول آغاز مي شود بصورت نا آگاهانه و احساس عميق بي قراري.ما به دنبال چه چيزي هستيم؟كم كم احساس جديدي نسبت به لحظه هاي متفاوت در زندگي كه هيجان آور و الهام بخش هستند در ما شكل مي گيرد. اما نمي دانيم كه اين احساس چيست و چطور آن را براي هميشه حفظ كنيم ولي وقتي اين احساس از بين برود عدم رضايت و بي قراري همراه با يك زندگي عادي ما را در بر مي گيرد.

ما وقتي به بصيرت اول ميرسيم كه در زندگي مفهوم رويدادهاي همزمان را درك كنيم.

آيا تاكنون شده در مورد كاري كه مي خواستيم انجام بدهيم يا در مرحله اي از زندگيمان وقوع امري را قبلا حس كرده باشيم يا يك دريافت ناگهاني ما را از وقوع ان آگاه كرده باشد و كنجكاو شده باشيم كه چه اتفاقي خواهد افتاد؟ پس از آنكه اين موضوع را از ياد برديم و همه حواسمان را روي كارهاي ديگر جمع كرديم بطور اتفاقي چيزي را مي خوانيم يا با كسي ملاقات ميكنيم يا به جايي مي رويم كه ما را بسوي همان موقعيتي كه به ذهنمان رسيده بود هدايت مي كند.

البته این مطلب جدیدی نیست و همیشه افردی بوده اند که چنین تجربه ای داشته باشند ولی چیز جدیدی که کتیبه به ان اشاره می کند اینست که در اواخر قرن بیست و اوایل قرن بعدی تعداد این افراد خیلی زیاد می شود و به حد جمعیت بحرانی می رسد. و بعد از ان کل افراد جامعه بطور جدی این رویدادها را تجربه می کنند.

در ضمن کشیش می گوید که مقامات کلیسا با کتیبه مخالفت می کنند چون مذهب آنان را زیر سوال میبرد.

پس از اين گفتگوها شارلين با پروازي به پرو بر مي گردد و كنجكاوي دوستش در مورد اين كتيبه باعث مي شود كه او هم به دنبال وي به پرو برود.

----------------

بصیرت دوم - اکنون طولانی تر

دوست شارلین در هواپیما و پرو با دو نفر دیگر آشنا می شود که آنها بصیرت دوم را برای او توضیح می دهند.

بصیرت دوم می گوید ما در پایان هزاره دوم به گذشته تاریخی خود بر می گردیم و آنچه تا به حال کرده ایم و به دنبالش بوده ایم را مورد بررسی مجدد قرار می دهیم. ما میبینیم که در قرون وسطی مذهبیون نتوانستند خواسته های ما را ارضا کنند و بعد ما به دنبال گسترش علوم مادی رفتیم و در زمینه علوم دنیایی و مسایل اقتصادی پیشرفتهای زیادی بدست آوردیم ولی باز اینها هم ما را ارضا نمی کند و هنوز از خود می پرسیم هدف اصلی ما از بودن در این کره خاکی چیست؟

--------------------

بصیرت سوم - انرژی

دوست شارلین با راهنمایی افراد دیگر به محلی کوهستانی و سرسبز و جنگلی می رود که یک مرکز تحقیقات علمی در آن واقع شده است که در مورد انرژی تحقیقات انجام می دهد.

بصیرت سوم می گوید خمیره اساسی و اصلی هستی نوع خاصی از انرژی است که طبق خواسته و انتظار بشر می تواند در جهان جریان یافته و سیستم های دیگر انرژی را تحت تاثیر قرار دهد.کتیبه پیش بینی میکند که بشر در پایان هزاره دوم این انرژی را کشف می کند و مشاهده این انرژی با توجه بیشتر نسبت به زیبایی ها آغاز می شود.ادراک زیبایی مثل یک فشارسنج است که به ما نشان می دهد تا چه حد به مشاهده واقعی انرژی نزدیک هستیم زیرا به محض اینکه انرژی را مشاهده کنی می فهمی که انرژی و زیبایی در یک راستا قرار دارند.اساسی ترین خصوصیاتی که ما به یک چیز زیبا نسبت می دهیم مشابه هستند.وقتی موجودی به نظر ما زیبا می آید معمولا واقعی تر-جذاب تر و درخشان تر به نظر می آید.جلب توجه می کند -تابناک است و در مقایسه با کدورت رنگ موجودات دیگر شفاف تر است.

بعد به دیدن گیاهانی می روند که در این مرکز تحقیقاتی پرورش داده می شوند و به طرز جالبی سالم و به دور از هرگونه آفت و نقصی هستند و برای او توضیح داده می شود که این گیاهان تحت مراقبت و توجه مستقیم بوده اند مثل زیر و رو کردن خاک اطراف و مراقبت روزانه.در ضمن وقتی مراقب بطور ذهنی روی این گیاهان تمرکز می کرد و از آنها میخواست که رشد سالمتری داشته باشند این اتفاق رخ می داد و چنین گیاهان در مقایسه با گیاهان دیگر که این اعمال روی انها صورت نمی گرفت رشد بهتری داشتند.از طرف دیگر خوردن این چنین گیاهانی باعث می شد نیروی جسمانی افراد بیشتر شود.

بعد برای او توضیح می دهند که این انرژی قابل رویت است.

بصیرت سوم ذات زیبایی را توضیح می دهد و این ادراک را به عنوان راهی که به مشاهده حوزه های انرژی توسط بشر می انجامد توصیف می کند.وقتی حوزه ها را مشاهده کردیم فهم ما از جهان فیزیکی ناگهان تغییر می کند. برای مثال شروع به خوردن غذاهایی می کنیم که سرشار از انرژی هستند و متوجه می شویم که بعضی مکانها انرژی بیشتری گسیل می دارند.بیشترین ارسال انرژی در مکانهایی که طبیعت کهن دارند بخصوص جنگل ها صورت می گیرد.

----------------------------------------

بصیرت چهارم - مبارزه بر سر قدرت

بصیرت چهارم بیان می کند که برای مدت طولانی بشر به طور ناخودآگاه بر سر بدست آوردن قسمت کوچکی ازین انرژی که در واقع در معرض آن قرار داشته رقابت می کرده است.این علت درگیری های بشر در هر سطحی از درگیری های کوچک خانوادگی گرفته تا موقعیت های شغلی و جنگ بین ملت هاست.به همین علت است که ما احساس ناامنی و ضعف می کنیم و به ناچار انرژی دیگران را می رباییم تا به آرامش دست یابیم.بشر در می یابد که از یک منبع بزرگتر انرژی جدا شده است و این جدایی باعث می شود که احساس ناامنی و ضعف کند.

بصیرت چهارم یعنی نگریستن به جهان به عنوان یک صحنه رقابت بر سر انرژی و قدرت.

وقتی بشر برای نخستین بار به وجود این رقابت پی می برد خیلی زود می خواهد ازین درگیریها فراتر رود تا ازین رقابت که بر سر انرژی بی ارزش انسان رخ می دهد رهایی یابد چرا که سرانجام می تواند این انرژی را از منبع دیگری بدست آورد.

-------------------------------

بصیرت پنجم - پیغام عرفانی

بصیرت پنجم بیان می کند که ما می توانیم از منبعی دیگر یعنی جهان هستی انرژی را بدست بیاوریم.مثلا باید غذا را خوش طعم کنیم و طعم و مزه آن را ستایش تا از ان انرژی بدست بیاوریم.اما جذب انرژی از غذا نخستین قدم است.پس از اینکه انرژی ما بدین ترتیب افزایش پیدا کرد نسبت به انرژی موجود در هر چیزی حساس می شویم سپس یاد می گیریم که این انرژی را بدون خوردن جذب کنیم.همه چیزهای اطراف ما نوع خاصی از انرژی دارند برای دریافت آن باید پذیرا باشیم و ارتباط برقرار کنیم و آنها را ستایش کنیم.وقتی آنها را ستایش می کنیم انرژی دریافت می کنیم بعد که ستایش کردن را ادامه می دهیم به مرحله عشق ورزی به ان موجود می رسیم و در این مرحله هر زمان که بخواهیم می توانیم انرژی را به ان موجود بر گردانیم.

وقتی بدین صورت سرشار از انرژی می شویم رشد می کنیم و به سطح بالاتری از جنبش می رسیم و این باعث تکامل جهان هستی می شود.تکامل بطور ناخودآگاه تا به حال وجود داشته ولی حالا ما می خواهیم آن را آگاهانه انجام دهیم.

--------------------------

بصیرت ششم - روشن کردن گذشته

بصیرت ششم می گوید هر یک از ما برای تصاحب انرژی نمایشی مخصوص به خود داریم که بوسیله آن می خواهیم بر دیگران تسلط پیدا کنیم.این نمایشها چهار تا هستند.

نمایش منزوی: عقب نشینی می کنیم در برخورد با دیگران -با احتیاط عمل می کنیم تا پر رمز و راز جلوه نماییم تا دیگران برای پی بردن به احساس واقعی ما توجه شان به ما جلب شود  و از آنها انرژی بگیریم

نمایش بازجو :  وقتی ایرادی پیدا کردیم در دیگران از ان انتقاد می کنیم. فرد مورد انتقاد واقع شده متوجه این موضوع و توجه ما به خود می شود و دقت می کند که اشتباه نکند تا مورد انتقاد قرار نگیرد همین واکنش دفاعی انرژی مورد نیاز افراد بازجو را تامین می کند. 

نمایش تهدید کننده : دیگران را بصورت جسمی یا لفظی تهدید می کنیم فرد از ترس اینکه مبادا خطری پیش آید مجبور می شود به ما توجه کند و بدین صورت به ما انرژی می دهد.

نمایش من ضعیف : وقایع دردناکی را که برایمان اتفاق می افتد برای دیگران بازگو می کنیم و دیگران را مسوول رخ دادن آنها معرفی می کنیم و می گوییم اگر به ما کمک نکنند این وقایع دردناک ادامه خواهند یافت و بدین صورت احساس گناه در آنها بوجود می آوریم.

بعضی از ما در شرایط گوناگون از چند نمایش استفاده می کنیم ولی بیشتر ما یک نمایش غالب داریم.نمایشی که در زمان کودکی ما بهتر عمل می کرده و ما خواهان تکرار آن هستیم.

ما باید بتوانیم خود واقعی مان را پیدا کنیم و برای این کار فقط یک راه وجود دارد.هرکدام از ما باید به مکان و زمان کودکی در خانواده مان برگردیم و رویدادهای آن زمان را به خاطر بیاوریم.وقتی ما از نمایش خود آگاه شدیم می توانیم حقیقت برتر خانواده مان را درک کنیم وقتی این حقیقت را دریافتیم زندگیمان پر از انرژی می شود چراکه می فهمیم چه کسی هستیم و چه راهی را در پیش گرفته ایم و چه می کنیم.چرا من در این خانواده متولد شدم؟

ما فقط زاده های فیزیکی پدر و مادرمان نیستیم.ما مخلوقاتی روحانی نیز هستیم.زندگی پدر و مادر ما تاثیر غیر قابل انکاری بر زندگی ما داشته است.برای یافتن خود واقعی مان باید بپذیریم که خود واقعی ما جایی بین حقایق آنان بوجود می اید.به همین علت ما در آن خانواده متولد شدیم تا برداشت کاملتری از اعتقادهایشان داشته باشیم.مسیر ما کشف حقیقتیست که تلفیق والاتری از باورهای پدر و مادرهایمان است.

هر کدام از ما باید به تغییرهای مهم زندگیمان نگاه کنیم و به معنای واقعی انها پی ببریم.دوستانی که پیدا کرده ایم.کتابهایی که دوست داشتیم و خوانده ایم.شغلی که انتخاب کرده ایم.رشته تحصیلی که برگزیده ایم و ........

همه ما در این جهان یک ماموریت روحانی داریم که باید به آن پی ببریم.باید بفهمیم که به راستی چه کسی هستیم.

ما در یک دوره تاریخی به دنیا می آییم و برای ادامه زندگی به موضوعی اعتقاد پیدا می کنیم سپس با شخص دیگری که او هم باورهایی دارد یک واحد را تشکیل می دهیم.بعد بچه ها به دنیا می آیند و با افزایش انرژی خود جنبش بیشتری پیدا می کنند و بدین ترتیب ما تکامل بیشتری پیدا می کنیم.

اینک تفاوت ما با نسل های قبلی اینست که ما آماده ایم تا خودآگاهانه عمل کنیم و این سرعت افزایش انرژی و جنبش و تکامل ما را بسیار زیادتر می کند.

---------------------

بصیرت هفتم - قرار گرفتن در جریان تکامل

وقتی از انرژی درونی سرشار شدیم افکار دیگری ار بخش برتر وجود ما سرچشمه می گیرند.اینها دریافتهای ناگهانی ما هستند و احساسات متفاوتی در ما ایجاد می کنند.آنها گاهی بصورت خیال پردازی و گاهی بصورت رویا در ما جلوه می کنند.

وقتی به اندازه کافی انرژی گرفتیم آماده می شویم تا آگاهانه در مسیر تکامل حرکت کنیم و آن را به جریان بیندازیم تا رویدادهای همزمان را بوجود بیاوریم و آنها ما را به جلو هدایت کنند.ما مسیر تکاملی خود را به گونه ای خاص طی می کنیم.اول انرژی کافی بدست می آوریم بعد مسیله اساسی زندگیمان را به خاطر می آوریم -همان که پدر و مادرمان به عهده ما گذاشته اند - چرا که این مسیله مضمون اصلی تکامل ماست.پس از آن با یافتن پاسخ سوال های کوچک تر و آنی که در زندگی با آنها روبرو می شویم بر روی این مسیر تکاملی متمرکز می شویم.این سوال ها جزیی از مسیله و سوال بزرگتر ما هستند و مشخص می کنند که ما در کدام مرحله از جستجوی زندگیمان هستیم.

زمانی که ما از سوال های موجود در مغز در یک لحظه آگاه می شویم ادراکات ناگهانی در این زمینه به ما کمک می کنند که چه بکنیم و کجا برویم.ما مسیر بعدی را حدس می زنیم و این حالت همیشگیست.فقط زمانیکه سوال نادرستی در مغز داریم این حالت بوجود نمی آید.زمانی که یک دریافت ناگهانی ما را از انچه بعدا اتفاق می افتد آگاه کرد باید بطور کامل هوشیار و دقیق باشیم دیر یا زور رویدادهای همزمان رخ می دهند تا ما را در مسیری که از طریق این دریافت های ناگهانی مشخص شده اند هدایت کنند.

خوابها و افکار ما را هدایت می کنند.خیالات یک صحنه و اتفاق را به ما نشان می دهند و این برای ما مشخص می کند که امکان وقوع این رخداد وجود دارد.اگر دقت کنیم آن وقت می توانیم در صورت وقوع این اتفاق با آمادگی با آن روبرو شویم.

وقتی به چیزی فکر می کنیم باید دلیل آن را از خود بپرسیم.چرا این فکر الان به مغز من رسیده است؟چه ارتباطی با مسایل زندگی من دارد؟در مورد افکار منفی باید بی درنگ آنها را کنار بگذاریم و افکار و تصورات خوب را جایگزین شان کنیم.

باید قبول کنیم که هر واقعه ای معنایی دارد و در برگیرنده پیامیست که به نحوی با سوال های ما در ارتباط است.موفقیت زمانی بدست می آید که ما در هر واقعه هر چقدر هم که نا مطلوب باشد نقطه ای روشن پیدا کنیم.

-----------------------

بصیرت هشتم - اصل اخلاقی بین افراد

با ارسال انرژی بصورت تحسین زیبایی های دیگران و ابراز محبت و عشق ورزی به افراد دیگر باعث می شویم سطح انرژی آنها بالا برود و بطور طبیعی انرژی بیشتری به سمت ما می آید وبعد آنها پیامی را که برای ما دارند به ما منتقل می کنند و ما را در طی مسیر تکاملی مان یاری می رسانند.به همین خاطر بهترین کاری که برای خود می توانیم انجام دهیم اینست که به دیگران عشق بورزیم و محبت کنیم تا سرشار از انرژی شوند.

---------------------------

بصیرت نهم - فرهنگ در حال پیدایش

بصیرت نهم می گوید ما در آینده در میان درختان پانصد ساله و باغ هایی که به دقت محافظت شده اند زندگی خواهیم کرد و این در حالیست که به راحتی به شهرها که محصول یک تکنولوژی اعجاب انگیز هستند سفر خواهیم کرد.در آن زمان وسایل حیات از جمله مواد غذایی - پوشاک و وسایل حمل و نقل خودکار بوده و در دسترس همگان قرار خواهد داشت.نیازهای ما بدون تبادل پول و بدون هیچ گونه کندی و اهمال بطور کامل تامین خواهند شد.

وقتی انرژی بیشتری می گیریم سطح جنبش در اتمهای بدن ما افزایش پیدا می کند و ما سبک تر می شویم.بعد می توانیم از سد میان این جهان و جهان دیگر که از آن جا آمده ایم و پس از مرگ به آنجا می رویم عبور کنیم.این همان راهیست که مسیح به ما نشان داد.او به قدری انرژی دریافت کرد که سبک شد و روی آب راه رفت و از جهان فیزیکی بسوی جهان روحانی سفر کرد.ما هم می توانیم آنقدر انرژی بگیریم و سبک شویم که روی آسمان و عرش خداوندی قدم بگذاریم.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 17:30  توسط رضا  | 

سوتی کیهان وقتی که فکر میکنه اجداد اوباما واقعا ایرانی و اهل بوشهر هستن !

جریان اینه که مطلب طنزی منتشر میشه با این عنوان که اجداد اوباما ایرانی و اهل بوشهر هستن مثلا

در اینجا و بعد مثل اینکه کیهان قضیه رو جدی گرفته و اینجا در قسمت اخبار خارجی مطلب رو به عنوان اینکه توسط سرویس خارجیش تهیه شده میاره.

این هم عکسیه از صفحه اول کیهان که همین خبر در قسمت بالای صفحه سمت چپ آورده شده !

این هم عکس مطلب که در صفحه آخر کیهان امروز چاپ شده !

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 2:8  توسط رضا  |