ده افسانه ( باور غلط ) در مورد بی خدایان
1- بی خدایان همه مثل هم هستند :::
بی خدایی مثل مذهبی بودن نیست که همه یکسری باورهای یکسان داشته باشند مثلا همه در مورد همجنسگرایی یک باور و رفتار واحد داشته باشند تا انسان مذهبی خوب نام بگیرند. در میان بی خدایان افراد مختلف با رنگ و نژاد و گرایش جنسی و تعلقات سیاسی مختلف وجود دارد و آنها در مورد موضوعات زیادی با هم هم عقیده نیستند و با هم بحث می کنند.
2- چون بی خدایان خدا را باور ندارند دارای هیچ اصول اخلاقی نیستند :::
چه دنیای غم انگیزیست که مردم می گویند انسانها برای خوب بودن احتیاج دارند که از نفرین جاودانی بترسند.این جمله ایست که باعث برانگیختن احساس خشم و تاسف در بیشتر بی خدایان می شود.خشم به خاطر اینکه متعصبانه و از پیش تعیین شده است و هدفی جز افزایش تعصب ندارد.تاسف به خاطر اینکه نشان دهنده غفلت و رضایت گوینده این عبارت است بدون اینکه در مورد درستی آن پرسشی بکند.
باور در مورد خوبی و بدی بوسیله مغز - تربیت و جامعه در انسانها کاشته می شود.بی خدایان کار خوب انجام می دهند نه به خاطر ترس از انتقام بلکه چون کار درست اینست.بی خدایان برای خانواده-جامعه-فرهنگ و آزادی ارزش قایل هستند.
3- بی خدایان به تکامل باور دارند ولی این مثل اعتقاد به اینکه خدا جهان را آفریده است جواب خیلی از پرسشها را نمی دهد:::
بی خدایان به علم باور دارند و معتقدند که تمام پرسشها به تدریج بوسیله علم پاسخ داده خواهد شد.
اعتقاد به اینکه خدا جهان را آفریده است هم به خیلی از پرسشها پاسخ نمی دهد.
خداباوران در پاسخ دادن به سوالاتی مثل اینکه خدا از کجا آمده است یا اینکه قبل از آفرینش چه می کرده است تمایلی از خود نشان نمی دهند. آنها از دادن پاسخهای مناسب به تناقضاتی که در کتابهای مقدس وجود دارد و بی عدالتی های شدید که شاهد ان هستیم طفره می روند چون می دانند پاسخی برای این پرسشها وجود ندارد. فقط بعضی اوقات پاسخهایی مثل اینکه " چیزهایی هستند که ما انسانها کامل قادر به درکشان نیستیم " یا " کارهای خداوند اسرارآمیز است " بیان می کنند.
4- بی خدایان نمی توانند بدانند که خدایی وجود ندارد چون آنها نمی توانند ثابت کنند که او (خدا) وجود ندارد:::
این یک سکه دو رو می باشد که خداباوران از قبول روی دیگرش طفره می روند. بی خدایان احتیاجی ندارند که ثابت کنند خدا وجود ندارد همانطور که احتیاجی ندارند ثابت کنند که ژوپیتر یا زیوس وجود ندارد.آیا خداباوران می توانند وجود خدا را در برابر گزینه های موجود دیگر ثابت کنند ؟ البته که نمی توانند. هیچ کسی نمی تواند ثابت کند که خدا وجود دارد و با این حال آنها می گویند به باور خود مطمین هستند .خب اگر انها با اینکه مدارکی خلاف اعتقادشان وجود دارد مطمین هستند به باور خود ، بی خدایان هم در روشنایی وجود مدارک به نفع باورشان به باور خود مطمین هستند.
5- بی خدایان دنبال این هستند که مذهب را از جامعه بزدایند و همه را به زور بی خدا کنند:::
کاملا غلط.
بی خدایان دنبال آزادی مردم هستند تا با اختیار خودشان انتخاب کنند بدون دخالت دولت یا سیستم مدرسه ای عمومی. آنها دنبال آزادی هستند نه حمایت مذهب بوسیله مالیات ها - گردهمایی های اجباری یا هرگونه امتیاز خاص دیگر .
آنها می گویند افکار شما حقوق شما هستند و به ما مربوط نمی شوند. جواهرات خود را به تن کنید - تعطیلات خود را جشن بگیرید - و در خانه ، کلیسا یا مکانهای عمومی عبادت کنید اگر دوست دارید. فقط مذهب خود را به دیگران تحمیل نکنید. این برخلاف رفتار و اعتقاد خداباوران است . مثلا روی پولی که هر روز با ان سر و کار داریم نوشته شده " اعتماد ما به خداست " . عبارت بی خدایان اینگونه خواهد بود " ما به خدا اعتماد نداریم.". درحالیکه اگر قدرت در دست بی خدایان باشد آنها عبارت مورد پسند خود را روی همه پولها نخواهند نوشت بلکه انها طرفدار حذف هر دو عبارت هستند.
6- بی خدایان آنقدر ذهن بسته ای دارند که نمی توانند معجزاتی که هر روز رخ می دهد را ببینند.:::: بعضی از مردم جایی دنبال معجزات می گردند که چیزی وجود ندارد. مثال : وقتی سرطان کسی خوب می شود معجزه رخ نداده ولی وقتی یک شبه بدون دخالت علم پزشکی بیماری از همه زمین ناپدید شود می توانیم در مورد معجزه صحبت کنیم. غذا وارد یک روستای قحطی زده می شود یعنی پشتکار انسانی. گرسنگی یک شبه بدون دلیل از کره زمین محو می شود یعنی معجزه.تولد یک نوزاد یعنی علم. ناپدید شدن ناگهانی تولد نوزادان با نقصهای مادرزادی یعنی معجزه.
7- بی خدایان یک احساس منفی را گسترش می دهند و زندگی افسرده ای دارند:::
غلط. آنها یک عبارت مثبت را بیان می کنند : " زندگی کردن بدون وابستگی به یک خدای دروغین آسان، رضایت بخش و مثبت است." آنها سعی می کنند یک اثر مثبت بر جهان داشته باشند و معتقدند هر انسانی می تواند و باید معنای شخصی خودش برای زندگی را بیابد.آنها متفکر و فیلسوف هستند و در بحث و پذیرش تفاوت ها موفق.آنها خوشحال ، با افتخار و مهمتر از همه آزاد هستند.این را مقایسه کنید با گناه ابتدایی و جهنم .
8- اگر بی خدایان درست می گویند پس انسانهای مذهبی دارند وقت خود را تلف می کنند ولی حداقل خوشحال هستند:::
ضرری در آن وجود ندارد . اگر انسانهای مذهبی درست می گویند پس بی خدایان به جهنم می روند.به نظر منطقی می آید که بی خدایان برای اینکه از خطر و ضرر به دور باشند مذهبی شوند.اینجا چند مطلب مطرح می شود :
-- معتادان به مواد مخدر هم در زندگی شاد هستند پس آیا باخدایان توصیه می کنند ما همگی مواد مصرف کنیم ؟ شادی با خدایان دورغین و وقت تلف کن است. بی خدایان از خانواده ، جامعه ، نیکوکاری و حقیقت شادی می گیرند.
-- اگر اینطور باشد پس انسانهای مذهبی نباید در یک گروه بخصوص جمع شوند چون هر یک از آنها معتقد است مذهب خودش درست است و افراد بقیه مذاهب مثل انسانهای بی خدا به جهنم می روند .
-- مذهبی شدن برای جلب رضایت خدا و دور بودن از جهنم همان خودپسندی (حرص) می باشد که یکی از گناهان مهلک است. بنابراین بر اساس تفکر خداپرستان حتی اگر درست باشد و یک بی خدا به این دلیل مذهبی شود پس باز هم به جهنم می رود .
9 - چیزی به اسم بی خدا وجود ندارد یا در مواقع خطر و سختی هیچ بی خدایی وجود ندارد:::
خیالبافی های خداباوران که فکر می کنند هیچ انسانی نیست که توانایی های منطقی و عقلانیش بر فشارهای جامعه برای قبول خدا برتری داشته باشد. بخصوص آنها فکر میکنند این موضوع در لحظاتی قبل از مرگ اتفاق می افتد و همه بی خدایان در برابر خدا به زانو در می آیند و طلب بخشش می کنند. یک بی خدا می گوید وقتی زمان مرگم فرا برسد از آخرین لحظاتی که برایم باقی مانده است استفاده می کنم تا اوقات خوبی که داشته ام را به خاطر بیاورم و به ارزیابی همکاری هایم با جامعه و خانواده ام خواهم پرداخت. هرگز زمان گران بهایم را صرف دعا کردن به خدا نمی کنم .
10- این کشور ( آمریکا ) بوسیله مسیحیان و با ارزشهای مسیحی بنا نهاده شده است و باید به همین خاطر یک کشور مسیحی باشد::: درست است ولی آنها برای این اعتقاد مبارزه کردند که آزادی مذهبی حقیقی زمانی بوجود می آید که باور به خود شخص واگذار شود.
ترجمه خلاصه شده ای از این مطلب :
